ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 3 از 4 نخست 1 2 3 4 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31

    تیغه های جنگنده جلد اول: شمشیر زن سیاه

    • نویسنده کتاب: محمدرضا حسین پور
    • ژانر: فانتزی
    • دنبال کننده: 1
    • ایجاد شده در: 2019/01/12
    • امتیاز:
    • کتاب کامل نیست!
    • فرستنده،نویسنده کتاب است
    یک جمله در باره داستان:

    آنگاه که زاده شود پسری از دو نسل، آنگاه است که ققنوس سفید باز خواهد گشت.

    خلاصه:

    داستان درباره پسریه که خانوادش توسط ارواح شیطانی از بین میرن و اون تازه متوجه میشه که تو چه دنیای عجیبی زندگی میکنه. دنیایی پر از جادو و جادوگری...

    فصل اول:

    دانلود فصل اول

    فصل دوم:

    دانلود فصل های ۲

    فصل سوم:

    دانلود فصل ۳

    فصل چهارم:

    دانلود فصل ۴[/FONT]

    فصل پنجم:

    دانلود فصل ۵

    فصل ششم:

    دانلود فصل ۶

    فصل هفتم:

    دانلود فصل هفتم
    ویرایش توسط Mh.pharsi : 2019/04/13 در ساعت 17:05
  1. 2
  2. #22
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    بابا هیچکی اینو نخوند؟
    اخه با مغزم کار نمی‌کنه. بیاین یکم نقد کنید انگیزه بگیرم برم بهترش کنم. قبلی ها هم همشون رو استفاده کردم الان بهتر شده.
    بابا سنی الله گلون بیدنه نقد الیون
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
  3. #23
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    فصل پنجم اومد

    دانلود فص ۵
    ویرایش توسط Mh.pharsi : 2019/03/03 در ساعت 18:42
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
  4. #24
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    منتظر نقدما
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
  5. #25
    تاریخ عضویت
    2017/07/30
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    نوشته‌ها
    49
    امتیاز
    1,811
    شهرت
    0
    55
    کاربر انجمن
    سلام
    میخوام یکم نظراتم رو بگم امیدوارم کارساز باشه:
    اول اینکه داستان جذابه و خواننده رو دنبال خودش میکشه اما حس می کنم داره یکم سریع پیش میره
    رمان شما یکمی داره زیاد به سمت کپی میره ، بعضی وقتا نویسنده ها داستان هاشون رو به سبک یه نویسنده دیگه مینویسن و توی این کار سبک کپی میشه نه عیناً اتفاقات و دیالوگ ها
    من حس کردم یه سری از اتفاقات داستان های سفیر کبیر و هری پاتر تو داستان شما تکرار شده
    یه سری از عبارت ها و کلمات اگه معادلشون استفاده میشد یا حتی به صورت دیگه نوشته می شد بهتر بود مثلا اون قسمت توی فصل 5 که گفته بودین "میدان سنگ فرش شده را به میدان طلا فرش شده تبدیل کرده بود " می نوشتین "میدان سنگ فرش شده به میدانی که با طلا فرش شده بود تبدیل شد" بهتر بود یا توی قسمت" از دروازه ورودی تا وسط ورزشگاه یک قسمت سنگ
    فرش شده وجود داشت که وقتی به وسط آنجا میرسید به یک دایره بسیار بزرگ تبدیل می شد." می نوشتین "از دروازه ورودی تا وسط ورزشگاه یک قسمت سنگ
    فرش شده وجود داشت که به یک محوطه دایره ای شکل بزرگ تبدیل می شد " متن قشنگ تر جلوه می کرد
    when this madness ,when this poison in your head
    when this sadness ,leaves you broken in your bed
  6. #26
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط zkmk نمایش پست ها
    سلام
    میخوام یکم نظراتم رو بگم امیدوارم کارساز باشه:
    اول اینکه داستان جذابه و خواننده رو دنبال خودش میکشه اما حس می کنم داره یکم سریع پیش میره
    رمان شما یکمی داره زیاد به سمت کپی میره ، بعضی وقتا نویسنده ها داستان هاشون رو به سبک یه نویسنده دیگه مینویسن و توی این کار سبک کپی میشه نه عیناً اتفاقات و دیالوگ ها
    من حس کردم یه سری از اتفاقات داستان های سفیر کبیر و هری پاتر تو داستان شما تکرار شده
    یه سری از عبارت ها و کلمات اگه معادلشون استفاده میشد یا حتی به صورت دیگه نوشته می شد بهتر بود مثلا اون قسمت توی فصل 5 که گفته بودین "میدان سنگ فرش شده را به میدان طلا فرش شده تبدیل کرده بود " می نوشتین "میدان سنگ فرش شده به میدانی که با طلا فرش شده بود تبدیل شد" بهتر بود یا توی قسمت" از دروازه ورودی تا وسط ورزشگاه یک قسمت سنگ
    فرش شده وجود داشت که وقتی به وسط آنجا میرسید به یک دایره بسیار بزرگ تبدیل می شد." می نوشتین "از دروازه ورودی تا وسط ورزشگاه یک قسمت سنگ
    فرش شده وجود داشت که به یک محوطه دایره ای شکل بزرگ تبدیل می شد " متن قشنگ تر جلوه می کرد
    خیلی ممنون از نظرت حتما روش کار میکنم. و بهترش میکنم. اره این دو فصل اخرم زیادی مثل کپی ها شده اونم از سفیر ولی قول میدم درسش کنم. فصل ششم هم بزودی میزارم.

    فصل ششم رسید:

    دانلود
    ویرایش توسط Mh.pharsi : 2019/03/29 در ساعت 21:09
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
  7. #27
    تاریخ عضویت
    2019/03/09
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته‌ها
    3
    امتیاز
    253
    شهرت
    0
    1
    کاربر انجمن
    با سلام
    من منتقد نیستم که بخوام در مورد کتابتون نقد بنویسم، کار نقد هم نکردم که بگم تخصصی در این زمینه دارم پس تنها چیزی که میتونم دربارۀ کتابتون بیان کنم یک سری پیشنهاد هست که امیدوارم موثر باشن.
    تازه خوندن فصل اول رو تموم کردم و اون مسائلی رو که بیشتر به چشم اومد براتون شرح میدم: نخست اینکه داستان شما روایت اول شخص رو داره و باید استانداردهای زاویه اول شخص در اون رعایت بشه. در بعضی جملات این استانداردها رعایت نشده بود، یه جورایی زاویه سوم شخص و اول شخص در این موارد اشتباه گرفته شده بودن که به نظرم نیاز به اصلاح داره. یک موردش درباره افعال هست، بعنوان مثال جمله: << من آدم تنبلی "نبودم" ولی از کارکردن در کارگاه پدرم بدم "میآمد"...>> باید به این جمله تغییر پیدا کنه: <<من آدم تنبلی "نیستم" ولی از کارکردن در کارگاه پدرم بدم "میآید"...>> و موارد اینچنینی دیگه ای که اگه متن رو مرور کنین می بینیدشون. اصولا در زاویه دید اول شخص چیزی که قطعیت داره اینه که راوی در داستان کشته نمیشه پس به کار بردن فعل "بود" و نظیر این افعال معنا نداره بلکه باید افعال زمان حال به کار برده بشه. در ادامه وقتی توصیف خانوادۀ نیک رو انجام میدادین هم چنین افعالی به کار برده بودین (با توجه به رده سنی داستانتون که نوجوان هست فکر نمی کنم داستان اونقدر تاریک باشه که خانواده نیک در ادامه کشته بشن) اما حتی اگه چنین اتفاقی هم بیافته، به کار بردن افعال گذشته در داستان اول شخص میتونه از همون ابتدا ادامه داستان رو لو بده و اسپویل کنه پس باز هم نباید به کار برده بشه. <<...او همیشه با من مهربان "بود" و همیشه به من کمک "میکرد"...>> (او خیلی مهربان است و همیشه به من کمک میکند) به موارد مربوط به زاویه روایت داستان توجه بیشتری داشته باشین.
    دوم اینکه توصیفات (چهره، عادت های اشخاص، جغرافیای سرزمین) رو خیلی سریع انجام دادین و سریع هم از کنارش رد شدین در صورتیکه اگه روایت داستان رو کش بدین و تعداد صفحات رو بیشتر کنید و یا توصیفات رو نگه دارین و زمانیکه لازمه ارائه بدین(توی فصول آینده یا صفحات دیگه) هم برای خواننده جا میفته و بهتر توی ذهنش می مونه و هم داستان شبیه به یک کتاب توضیحی و درسی نمیشه.
    سوم اینکه اگه داستان فانتزی می نویسین حتما به این نکته توجه داشته باشین که نقشه سرزمین رو از قبل ترسیم کرده باشین و موقعیت جغرافیایی مناطق رو حفظ باشین(حتی اگه نقشه رو داخل فایل کتاب قرار ندین ولی خودتون همیشه داشته باشینش و همیشه پیش از نوشتن یکبار مرورش کنین) این کار خطر خطاهای سهوی در مورد موقعیت مناطق رو از بین میبره.
    اینها موارد اساسی بود که به ذهنم رسید، یک سری جزئیات هم بود که اگه بخوام همه ش رو شرح بدم کامنتم خیلی طولانی تر میشه.
    امیدوارم مفید واقع شده باشه. موفق و پیروز باشید.
  8. #28
    تاریخ عضویت
    2018/09/15
    نوشته‌ها
    20
    امتیاز
    467
    شهرت
    0
    13
    کاربر انجمن
    داستان خوبیه اما احساس می کنم موضوعش یه کمی تکراری و کلیشه ای شده. در کل بگم که برای شروع قلم خیلی خوبی دارید و اگه سعی کنید از کتاب های فانتزی معروف برای بهتر شدن قلمتون بهره بگیرید پیشرفت خوبی پیدا می کنید. و اما یه نکته درمورد فصل ششم: فصل به طرز ناگهانی و غیرمنتظره به اتمام رسیده؛ در حالی که شما باید فصل رو طوری تموم کنید که خواننده رو ترغیب به خوندن فصل بعد کنه. برای مثال، استفاده از یه جمله که اطلاعاتی درمورد اتفاقات آینده در داستان ارائه می کنه باعث می شه آدم دلش بخواد هر چه زودتر فصل بعد رو بخونه.
    امیدوارم ایراداتتون روز به روز کم تر و نقاط قوتتون بیش تر بشه.
  9. #29
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط Paris12 نمایش پست ها
    داستان خوبیه اما احساس می کنم موضوعش یه کمی تکراری و کلیشه ای شده. در کل بگم که برای شروع قلم خیلی خوبی دارید و اگه سعی کنید از کتاب های فانتزی معروف برای بهتر شدن قلمتون بهره بگیرید پیشرفت خوبی پیدا می کنید. و اما یه نکته درمورد فصل ششم: فصل به طرز ناگهانی و غیرمنتظره به اتمام رسیده؛ در حالی که شما باید فصل رو طوری تموم کنید که خواننده رو ترغیب به خوندن فصل بعد کنه. برای مثال، استفاده از یه جمله که اطلاعاتی درمورد اتفاقات آینده در داستان ارائه می کنه باعث می شه آدم دلش بخواد هر چه زودتر فصل بعد رو بخونه.
    امیدوارم ایراداتتون روز به روز کم تر و نقاط قوتتون بیش تر بشه.
    ممنون بابت نظرت حتما درستش میکنم و اینکه هنوز فصل شش ویرایش نشده. برای همین اونطوریه. قول میدم درستش کنم.
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
  10. #30
    تاریخ عضویت
    2018/06/28
    نوشته‌ها
    12
    امتیاز
    590
    شهرت
    0
    6
    کاربر انجمن
    سلام به نظرم داستان خیلی خامه و اطلاعات لازم رو به خوانده نمی ده موضوع که برای مثال کشته شدن پدر و مادر هست قابل فهم نبود باید توی توصیف شخصیت و فضا خیلی بیشتر کار بشه و چالش هم به وجود بیاد این داستان الان هیچ چیزی که خواننده را جذب کنه نداره ولی به هر حال ممنون
  11. #31
    تاریخ عضویت
    2019/01/03
    محل سکونت
    اردبیل
    نوشته‌ها
    38
    امتیاز
    1,465
    شهرت
    0
    14
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط lord of philosophy نمایش پست ها
    سلام به نظرم داستان خیلی خامه و اطلاعات لازم رو به خوانده نمی ده موضوع که برای مثال کشته شدن پدر و مادر هست قابل فهم نبود باید توی توصیف شخصیت و فضا خیلی بیشتر کار بشه و چالش هم به وجود بیاد این داستان الان هیچ چیزی که خواننده را جذب کنه نداره ولی به هر حال ممنون
    ممنون به خاطر نظرت. منم میدونم که فصلای اول تا سوم اونجورین. ولی از فصلای بعد بهتر شده. تازه اینم اولین رمانمه که دارم ادامش میدم. اگه کم و کاستی دیدین به پای بی تجربگیم بزارید. تازه قسمت هایی که مربوط به جادو هستن هم از فصل چهار به بعده دوست عزیز.
    ممنون
    دل دیگران رو نشکنید ،
    چون باعث تخریب روحیه فرد میشه .


    محمد رضا حسین پور
صفحه 3 از 4 نخست 1 2 3 4 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 31

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. معرفی و دانلود کتاب تیغه جلد اول از مجموعه ی قانون اول
    توسط H.A.M.I.D در انجمن پنداری[فانتزی،علمی تخیلی و هراس](زبان اصلی)
    پاسخ: 0
    آخرین نوشته: 2015/07/28, 11:34
  2. پاسخ: 0
    آخرین نوشته: 2014/12/22, 09:50
  3. پاسخ: 0
    آخرین نوشته: 2014/12/22, 09:50
  4. مقاومت دربرابر جادوی سیاه( سفید در برابر سیاه)
    توسط haniyeh در انجمن داستان‌های بلند نویسندگان جوان
    پاسخ: 56
    آخرین نوشته: 2014/08/06, 00:55
  5. زامبی-سیرک
    توسط BOOKBL در انجمن اخبار دنیای کتاب
    پاسخ: 0
    آخرین نوشته: 2014/05/25, 10:12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •