ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/08/19
    نوشته‌ها
    52
    امتیاز
    6,646
    شهرت
    0
    103
    کاربر انجمن

    افقی از فردا

    دورود دوستان
    یه همایش نجوم می خواد تو شهر ما برگزار بشه.وقتی من پوستر همایش رو دیدم، وسط موضوعات مقاله ها یه موضوع "داستان علمی-تخیلی نجومی" داشت به من چشمک میزد...خلاصه این که من خودمو در حال نوشتن یه داستان خیلی حول حولکی (چند روز بیشتر از مهلت ارسال نمونده بود) یافتم. در حال کشتن خودم برای نوشتن یه داستانی که یه ذره علمی باشه و بیش از سه صفحه هم نباشه بودم و تقریبا تمومش کرده بودم که یهو مهلت ارسال یه دو روزی تمدید شد.
    من دیدم حالا که دیگه سر و ته داستانو هم آوردم و کاریش نمیشه کرد، حداقل به چند نفر نشونش بدم بلکه اشکالاتش رو بگن بهم، بلکه بتونم یه دره قابل تحملش کنم. هر چی فک کردم دیدم اینجا بهترین جاست. خلاصه که نیازمند کمک شما عزیزان هستم!
    فقط این که خودمم فکر میکنم از لحاظ ادبی واقعا ضعیف باشه. آخه مثلا قرار بود بیشتر علمی باشه (که آخرشم چندان علمی نشد از نظر خودم) امیدوارم بشه اسمشو داستان گذاشت...
    از طرفی هم این اولین داستان علمی تخیلی من هست، پس دیگه در مواجه با سیل اشکالات، بعد از گوشزد کردن به بزرگی خودتون ببخشید.
    خیلی منتظر نظراتتون هستم. از همین الان ممنونم که نظر میدین
    خب این شما و این داستان نسبتا آبکی من!
    به نام فروزنده ی ماه و ناهید و مهر
    قلم مخصوص و دفترچه دیجیتالی اش را برای دقیقه ای کنار گذاشت و نفس عمیقی کشید. کششی به دست و پایش داد که پس از مدت نسبتاً طولانی ای که نشسته بود برایش لازم بود. در همین حین همکارش هویی چنگ وارد شد و به چینی گفت: روز خوش! و او به فارسی جواب داد: سپاس. توهم روز خوبی داشته باشی.
    مکالمه با زبان های مختلف را می‌شد در همه جا شنید. اکثر مردم بیش از دو زبان می دانستند و این ارتباط را برای کل جامعه انسانی راحت‌ تر می‌کرد. یادگیری بسیاری از این زبان ها هم در اثر ارتباط صورت می‌گرفت. انسان‌ها زبان اطرافیان شان را پس از مدت اندکی یاد می‌گرفتند. از زمانی که به دنیا می‌آمدند، اطرافشان پر بود از انسان‌هایی با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف که نیازمند ارتباط با یکدیگر بودند. اینگونه بود که زبان هر یک از اطرافیان شان را حداقل در حد نیاز برای برقراری ارتباط یاد می‌گرفتند. در شغلی که او داشت همکاران نمونه بارز اطرافیان بودند. برای تعداد اندکی از افراد که بیشتر سال خود را در سفرهای طولانی و درون سفینه بدون امکان دیدار با جوامع دیگر می گذراندند، همکاران چیزی بیشتر از همکار بودند؛ می شد آنها را دوست یا به نوعی خانواده تلقی کرد. به طور طبیعی اعضای این خانواده با زبان یکدیگر آشنا بودند و نیازی نبود کسی با زبانی غیر از زبان ملیتی که به آن تعلق دارد حرف بزند. شکی نیست که هر کسی با زبان مادری خود بهتر و راحت تر می‌ تواند احساسات خود را ابراز و نظرات خود را بیان کند. البته موضوع فراتر از راحتی اشخاص بود. هزاره ها تجربه انسان ها باعث به وجود آمدن و تکمیل فرهنگ جوامع مختلف شده و زبان ها بخش بزرگی از فرهنگ جوامع را با خود حمل می ‌کنند. تضعیف و از بین بردن یک زبان به معنای از بین بردن فرهنگ و در نتیجه بر باد دادن نتیجه هزاره هایی است که در آنها راه های بسیاری پشت سر گذاشته و ناشناخته های بسیاری کشف شد و معنا های بسیاری پدید آمد. به همین دلیل جامعه انسانی تنها تصمیم خردمندانه ممکن را گرفت: حفاظت از این میراث ارزشمند و ادامه دادن تلاش برای پیشرفت و بهبود آن. این روش (روش حفاظت از آنچه از گذشته مانده و تلاش در راه ادامه راهی که از گذشته آغاز شده و باید ادامه یابد)، روشی است که شاید قدمتش به قدر قدمت انسان خردمند باشد. روشی که ضامن بقا و پیشرفت انسان بوده و هست. چیزی که داشت در دفترچه دیجیتالی اش می نوشت با این موضوع بی ارتباط نبود.
    نوشته هایش، نوشتار اولیه یک کتاب بودند. کتابی به نام: "راهی که طی کرده ایم". کتاب روایتی بود که از زمانی که انسان برای درک فضای خارج از زمین به تکاپو افتاد شروع می شد و تا به همین امروز، که او و همکارانش در فضا پیمای خود با سرعتی پیش می‌رفتند که برای انسان های زمان شروع کتابی قابل تصور نبود، ادامه داشت. کتاب اش، کتابی پر از تحقیقات رسمی با مراجع مختلف و پر از نام اشخاص و تاریخ ها نبود. کتابی بود برای نشان دادن راه طی شده توسط انسان به هر کسی که آن را بخواند. نه برای پژوهشگری که به متن های طولانی و اصطلاحات تخصصی عادت دارد و خودش را برای دیدن اعداد و تاریخ های بسیار در هر صفحه، که به محض شروع صفحه بعد از یاد می‌روند، آماده کرده است. به امید آن که کتاب همانطور که می خواهد از آب دربیاید قلم و دفترچه دیجیتالش را دوباره در دست گرفت و شروع به نوشتن کرد:
    در سده ی اول BAM پیشرفته دانش نجوم سرعتی گرفت که تا آن زمان سابقه نداشت، حتی می توان گفت که این سرعت سرعتی شتاب دار بود چراکه پس از آن دانش نجوم هر سال بیش از سال قبل گسترش می یافت. قابل توجه و همچنین مورد تعجب اینکه یکی از چیزهایی که باعث شروع چنین سرعتی شد، سیاست بود. رقابتی بین قدرت‌های سیاسی جهان در زمانی که جوامع و کشورها از لحاظ های سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی و گاهی اجتماعی و ... از یکدیگر جدا بودند، باعث شد تا بخواهند در دانش نیز از هم پیشی بگیرند تا قدرتمندتر باشند. دو کشوری که در اواخر سده رقابتی تنگاتنگ و جدی داشتند ایلات متحده آمریکا و روسیه بودند.
    به اینجا که رسید صدایی در گوشش پیچید: "چند دقیقه دیگه شیفتت شروع میشه رُهام "
    *****
    دوباره با کتابش مشغول بود هنوز مدتی تا رسیدن به مقصد زمان داشت و میخواست تا جایی که می‌تواند کتاب را پیش ببرد، پس به نوشتن ادامه داد:
    در نیم قرن اول AAM پژوهش و تشخیص پدیده ها هنوز با سرعتی شتاب دار ادامه داشت و از جمله اتفاقاتی که افتاد کشف دو سیاره زمین مانند که امروز دوتا از چهار سکونت گاه انسان به جز زمین هستند و همچنین تلاش برای ثبت تصویر یک سیاه چاله برای اولین بار بود, که با توجه به تجهیزات مورد استفاده نتیجه نسبتاً خوبی داشت.
    به پایان جمله که رسید، فهمید که باید برای رسیدن به شود و سپس به مقصد ایستگاه فضایی در مدار ناهید بود ماموریت و مقصدشان به یکی از اتفاقاتی ربط داشت باید در کتابش به آن اشاره می کرد. در اوایل سده سوم AAM نیروگاهی در بخشی از حاشیه قسمت رو به خورشید سیاره تیر ساخته شد. تیر به دلیل نزدیک بودن به خورشید دومین سیاره داغ منظومه شمسی بود. گرمای بسیار زیاد سمت رو به خورشید و سرمایه منجمد کننده ی سمت دیگر این سیاره محیط مناسبی را برای ساخت استفاده از نیروگاهی با ساز و کاری شبیه به نیروگاه های اولیه مستعد می‌کرد. در نیروگاه های اولیه با استفاده از گرمای انرژی خاصی (که بیشتر مواقع انرژی حاصل از سوزاندن سوخت های فسیلی بود) باعث بخار شدن آب می شدند و بخار بسیار داغ و فشرده باعث چرخش توربین هایی که به ژنراتور ها وصل بودند می شد و باعث تولید برق می شد. سپس بخار داغ را سرد می کردند و چرخه تکرار می‌شد. این نیروگاه ها نمونه ای مشخص از این هستند که انسان برای رسیدن به سود به خود اثر ضرری غیرقابل جبران زد و علاوه بر اتمام تقریبی منابع سوخت های فسیلی (که بسیار به آن وابسته شده بود)، باعث آسیب بسیار به سیاره زمین شد که این آسیب‌ها می‌توانستند زمین را به مرحله ای برساند که سیاره ای غیرقابل سکونت شود. آن هم در حالی که انسان هنوز سکونتگاه مناسبی برای جایگزینی نداشت. نیروگاهی که در تیر ساخته شد نیازی سوزاندن هیچ سوختی یا فراهم کردن انرژی توسط انسان نداشت. خورشید سطح تیر را حتی بیش از اندازه کافی برای تولید انرژی الکتریکی، گرم می کرد و سطح دیگر سیاره ها برای سرد کردن مناسب بود. از آنجا که تامین گاز مورد استفاده در نیروگاه از زمین بسیار پرهزینه می شد، از گاز موجود در جو این سیاره که هلیم بزرگترین بخش آن را تشکیل می دهد استفاده می شد. نیروگاه به طور کلی از عنصر تنگستن و برخی ترکیبات شیمیایی با نقطه ذوب بالاتر از تنگستن پذیری کمتر از آن ساخته شد. سطح بیرونی آن با لایه نازکی از الماس مصنوعی پوشانده شد.
    از زمان ساخت تا به حال، نیروگاه قسمت بزرگی از انرژی مورد نیاز ساکنان زمین و انرژی الکتریکی مکمل فضاپیماها (که مجهز به پنل خورشیدی و بسته به نوع و موارد استفاده، مجهز به منابع انرژی دیگر هستند) را تامین کرده است. آنجا توسط هوش مصنوعی پیشرفته ای مدیریت می‌شود و هر چند وقت یکبار با زمین ارتباط برقرار می‌کند. امواج ارتباطی می توانند به زمین بروند ولی انرژی به خودی خود توانایی چنین کاری را ندارند، بنابراین باید سفینه های انرژی را به زمین منتقل کنند. از آنجا که نزدیک شدن به مکان سیاره تیر برای فضاپیماهای سرنشین دار و ساکنانش به دلیل گرمای بسیار زیاد غیر ممکن است، (حتی در ساخت نیروگاه هم هیچ انسانی به طور مستقیم نقش نداشته است) در نتیجه پس از بازه ‌های زمانی مشخص فضاپیمای بدون سرنشینی که حامل مخزن انرژی است از سطح تیر بلند شده و به سوی ایستگاه فضایی مدار ناهید حرکت می کند. در ایستگاه فضایی فضاپیمای سرنشین‌دار این انرژی را تحویل می‌گیرد و به سوی زمین می برد. همان ماموریتی که آنها باید در ایستگاه انجام می‌دادند.
    *****
    دفترچه دیجیتالش در کیف دستی اش بود و داشت به سمت محل همایش پیاده روی می‌کرد. نوشتار اولیه کتابش در دفترچه جا خوش کرده بود و هر روز به حجمش افزوده می‌شد. به پایان کتاب نزدیک شده بود و داشت به این فکر می کرد آیا ممکن است همایش امروز مطلب جدیدی به کتاب اضافه کند یا نه؟ نام همایش سخن های نو بود و به اندازه کافی گویا بود که به عنوان توضیح در مورد نجوم بودنش، کافی باشد. نزدیک سالن همایش چند نفری را از دور دید و لبخند زد و آنها در جواب با زبان اشاره به او سلام دادند و او نیز حرکت اشاره را تکرار کرد. آن ها از ملیت یکدیگر باخبر نبودند و نمی‌دانستند زبان طرف مقابل چیست در نتیجه نمی توانستند بدانند از زبان همدیگر چیزی می فهمند یا نه. نرم افزارها های خیلی خوبی بودند که ارتباط بین چنین افرادی را ممکن می ساختند ولی راه‌ حل بهتری هم بود؛ زبان اشاره. این زبان در جهان یگانه بود، آلودگی صوتی ایجاد نمی‌کرد، نمی‌شد با آن فریاد زد و مشکلی ایجاد کرد و طرفین مکالمه باید در حین استفاده از این زبان، حواس خود را به طور کامل بر طرف مقابل متمرکز می کردند، در نتیجه مردم حرف یکدیگر را بسیار بهتر می فهمیدند.
    همایش تا دقایقی دیگر شروع می‌شد.
    *****
    در سالن همایش نشسته بود و از طریق گوشی مترجم به سخنرانی خانمی آفریقایی به نام حالیما دکا گوش می داد:
    نباید از حقیقت فرار کنیم. ما در حال استفاده بدون حساب و کتاب از هر منبعی که به دست بیاوریم هستیم. بخش بزرگی از منابع سیارات مختلف توسط انسان مصرف شده است؛ این یک خبر ساده نیست! این یعنی ما دوباره داریم نظم طبیعت را از بین می‌بریم. چند سده بیشتر از زمانی که نزدیک بود باعث انقراض خود بشویم، نگذشته است . آن زمان انسان داشت نظم چند چرخه از چرخه های موجود در کره زمین را از بین می‌برد. امروز ما داریم نظم موجود در بخش بسیار بزرگتری از جهان را از بین می‌بریم. هر گونه دخالت انسان در هر بخشی از جهان به دلیل ناآگاهی و بی خردی و بی‌تفاوتی، منجر به از بین رفتن تعادل و نظمی است که جهان سالها بر آن استوار است. اگر انسانهای سده های پیشین به محیط زیست سیاره زمین آسیب زدند، ما در حال آسیب زدن به بخش بسیار بزرگی از کیهان هستیم. در طی دهه‌های گذشته مقدار زیادی از ضایعات تولید شده توسط انسانها در فضا رها شده و زباله‌های فضایی بسیاری ایجاد کرده است. زباله هایی که بخشی از آنها در خارج از مدار سیارات مسکون رها شده اند این یعنی علاوه بر خطری که زباله های ریز و درشت و داخل مدار با سرعت خطرناک شان ایجاد می‌کنند، زباله های خارج از مدار علاوه بر آلوده کردن فضا می‌تواند باعث آسیب به سیارات و دیگر اجرام بدون جو نیز شود. که شامل بسیاری از پایگاه های فضایی در نقاط مختلف است اقدام مضر دیگری که در کمال بی تفاوتی صورت گرفته است قرار دادن تجهیزات و در برخی موارد استفاده به عنوان سکونتگاه از سیاراتی که دارای حیات میکروسکوپی بوده یا مستعد آن هستند، است. ما به عنوان موجوداتی تکامل یافته که روند تکامل خود را مانند هر موجود متکامل دیگری از حیات میکروسکوپی آغاز کرده ایم و هیچ موجود یا گونه ی مهاجمی مانع ما نشده، چگونه به خود اجازه می‌دهیم فرصت تکامل را از موجوداتی دیگر بگیریم؟ به خود اجازه می دهیم سر راه پدیده ی با شکوهی مانند تکامل باشیم؟ و چگونه تصور میکنیم که با آسیب هایی که به هر موجود و محیطی می‌زنیم خودمان در امن و امان باقی می مانیم؟ در واقع ما بیش از هر چیز داریم بقای خود را به خطر می اندازیم در حالی که جهان مدت ها پیش از ما بوده و بعد از ما نیز باقی خواهد بود.
    سخنرانی حالیما دکا تمام می‌شود و مجری از سخنران بعدی دعوت می‌کند:
    "در آخرین سخنرانی از پژوهشگر رهام جویا دعوت می‌کنیم و مشتاقانه در انتظار سخن‌های نویی هستیم که برای ما آماده کرده‌اند." رهام که مدت‌ها بود که برای این سخنرانی آماده شده بود، به بالای سکو می‌رود.
    -بزرگواران و نیک اندیشان اینکه ما امروز اینجا دور هم جمع شده ایم بدون تلاش و فداکاری انسان های پیشین ممکن نمی توانست باشد. انسان های بسیاری برای پیشرفت دانش و در نتیجه پیشرفته بشریت فداکاری کرده اند. از اختصاص دادن وقت زیادی از عمر خود را برای مطالعه و تحقیق گرفته تا به خطر انداختن جان خود یا گذشتن از بقیه زندگی شان. در نیمه اولین قرن پس از رسیدن به ماه، از انسان‌ها دعوت شد که برای سفری بدون بازگشت به مریخ داوطلب شوند؛ بیش از ۱۶۵ هزار نفر داوطلب شدند. با توجه به اینکه آن زمان جمعیت انسان ها کمتر از نیمی از جمعیت کنونی بود این رقم بسیار قابل توجه است. کسانی که پذیرفته شدند مدت زیادی را آموزش دیدند و پس از سال ها آموزش به سوی مریخ پرتاب شدند. این اولین بار بود که انسان پا را فراتر از قمر سیاره زمین یعنی ماه می‌گذاشت. قطعا بدون تلاش و فداکاری انسانهایی که در آن واقعه نقش داشتند امروز اینجا بودن ما ممکن نبود. پس از آن زمان نیز بسیاری زندگی خود را با تحقیق و پیشرفت وقف انسان کردند. امروز می خواهم به شما خبر پنجمین سفر بدون بازگشت در تاریخ انسان را بدهم. پروژه ای که مدت هاست برروی آنها کار شده و محققانی که در آن شرکت دارند برای این سفر بدون بازگشت خود بسیار مشتاق هستند. چهار سفینه مجهز به عظیم ترین نیروی پادگرانشی که ما تا به حال به آن دست یافته ایم دارد به سوی دهانه یک سیاه چاله حرکت می کند. نظریه امکان به وجود آمدن یا وجود داشتن دنیایی در آن سوی نقطه تکینه ی سیاه چاله سده هاست که مطرح شده و حتی یکی از احتمالات چگونگی به وجود آمدن دنیای ما نیز هست. محققانی که در این سفر شرکت دارند می‌خواهند نهایت نیروی پادگرانشی را که انسان در اختیار دارد به کار بگیرند تا که شاید بتوان از مرز بدون بازگشت سیاهچاله در امنیت گذشت. تا همین جا هم این ایده بسیار جاه طلبانه بوده و بیان اینکه ما در پسِ ذهنمان امیدواریم که حتی شاید این محققان بتوانند در صورت موفقیت در گذشتن از مرز بی بازگشت سیاهچاله، بی بازگشت بودن آن را نقض کنند. یک هفته بعد چهار سفینه آنها به نزدیکی یک سیاهچاله فرا سنگین میرسد به قدر کافی نزدیک که توسط سیاهچاله به درون کشیده شود. تا آن زمان در انتظار واقعی تکرار نشدنی می مانیم.
    *****
    جملات پایانی کتاب را می نوشت:
    فردای روزی که من دارم این جملات را مینویسم یعنی هفتم خرداد سال ۵۸۳ پس از دستیابی به ماه (after achieving moon) چهار سفینه سعی می کنند برای اولین بار در تاریخ بشریت با استفاده از پادگرانش از مرز بی بازگشت سیاهچاله ای بگذرند. بازگشت از این سفر آنقدر نا محتمل است که آن را سفری بی بازگشت تلقی می‌کنیم. انسان هایی که زمانی با شگفتی آسمان را می نگریستند و از خود می پرسیدند: اینها چیستند در آسمان؟ تا حدی پیش رفته اند که چنین جاه طلبانه سعی در کشف اسرار پدیده ای به مرموزی سیاهچاله می کنند. آری. این راهی است که طی کرده ایم و ادامه خواهیم داد...!
    *****
    میلیاردها جفت چشم مشتاقانه خیره شده و میلیاردها قلب حیرت زده و سریع در سینه می تپیدند. چهار سفینه وارد افق رویداد سیاهچاله می شوند و به قرص برافزایشی آن می پیوندند و هزاران ذهن به امید تماشای رویدادی که فصل جدیدی از تاریخ را آغاز خواهد کرد، به انتظار می‌نشینند...


    هویی چنگ: (hui) به معنای باهوش است. (cheng) به معنای سفری برای کامل کردن(کمال یافتن) است.
    رهام به معنای پرنده ی شکست ناپذیر است.
    حالیما دکا: (halima)به معنای نجیب و مهربان است و (deka) به معنی با صفا است.
    AAM=after achieving moon
    BAM=before achieving moon
    افق رویداد: منطقه‌ای از فضا زمان است که در آنجا تمام مرزهای فضا به شدت تحت تأثیر سیاهچاله است و اگر جسمی وارد این ناحیه شود، سرانجام بروی تکینگی سیاهچاله سقوط می‌کند.
    قرص برافزایشی: ساختار قرص مانندی از ماده است که به شکل حلقوی به دور یک جسم خاص می چرخد. این جسم میتواند یا ستاره ی جوان، یک کوتوله ی سفید، یک ستاره ی نوترونی یا یک سیاهچاله باشد. این چرخش باعث ایجاد گرما و تابش می شود.
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2015/03/29
    محل سکونت
    خوزستان///دزفول.(کانون خورشیده!!)
    نوشته‌ها
    430
    امتیاز
    18,015
    شهرت
    0
    1,160
    تیم فنی نشریه
    سلااااام عزیزم
    خیلی کار خوبی کردی ک داستانت رو با ما ب اشتراک گذاشتی
    من در حد توانم بهت کمک میکنم و امیدوارم توی مسابقه برنده بشی
    از همین اول داستان شروع میکنیم:
    "پس از مدت نسبتاً طولانی ای که نشسته بود برایش لازم بود"
    اینطور بنویسی بهتر نیس؟← پس از مدتی نسبتا طولانی که نشسته بود، برای خودش لازم میدانست.

    "پس از مدت اندکی یاد می‌گرفتند"← پس از مدتی اندک، می آموختند

    "اطرافشان پر بود از انسان‌هایی با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف که نیازمند ارتباط با یکدیگر بودند"
    ←اطرافشان، مملؤ از انسان هایی با فرهنگ ها و زبان های مختلف بود که نیازمند ارتباط با یکدیگر بودند

    "بیشتر سال خود"← بیشتر وقت خود

    "ابراز و نظرات خود را بیان کند←ابراز نماید و... (حذف فعل درصورتیه ک دو فعل مث هم باشن)

    "این روش (روش حفاظت از آنچه از گذشته مانده و تلاش در راه ادامه راهی که از گذشته آغاز شده و باید ادامه یابد)، روشی است که شاید قدمتش به قدر قدمت انسان خردمند باشد.
    ←پرانتزو کلا حذف کن. میدونم ک میخاسی بفهمن منظورت چیبوده ولی این پرانتز فقط ی چیز اضافع و بیهودس). این روش، تنها راهیست که شاید قدمتش به اندازه خرد انسان باشد.

    "تا به همین امروز، که او و همکارانش در فضا پیمای خود با سرعتی پیش می‌رفتند که برای انسان های زمان شروع کتابی قابل تصور نبود، ادامه داشت.
    ← تا به امروز.
    برای انسان های زمان شروع کتابی قابل تصور نبود( من اینو اصلا نفهمیدم یکم بهتر توضیح بده)

    "دانش نجوم سرعتی گرفت که تا آن زمان سابقه نداشت← دانش نجوم چنان سرعتی گرفت که تا آن زمان سابقه نداشت

    "لحاظ های سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی و گاهی اجتماعی و ... از یکدیگر جدا بودند، باعث شد تا بخواهند در دانش نیز از هم پیشی بگیرند تا قدرتمندتر باشند
    ←لحاظ سیاسی و...... در دانش نیز از دیگران پیشی بگیرند...

    بقیه ش دیگه خیلی طولانیه، بمونه برا بعد


    ایــــــــش بر تو ای اخطار-__________- چرا فقط باید چهارتا شکلک باشه؟؟؟؟؟ -____~





    پ.ن: درحال ایده پردازی برای داستان جدید
    .
    .
    .
    .
    کاورشو وقتی میزنم که کار با قلم نوری رو یاد گرفته باشم
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2016/08/19
    نوشته‌ها
    52
    امتیاز
    6,646
    شهرت
    0
    103
    کاربر انجمن
    درووود!
    خیلی خیلی ممنون برای همه چی
    دستت درد نکنه. حتما جا هایی که گفتی رو درست میکنم
    اون قسمتی که گفته"برای انسان های شروع کتابی قابل تصور نبود..." با عرض معذرت‌ اونجا اشکال تایپی داره. به جای کتاب نوشتم کتابی
    بازم ممنون
    امیدوارم اون "برای بعد" که میخوای بقیه اش رو اون موقع بگی، زود برسه!
    [CENTER][COLOR=#008080][SIZE=3][FONT=b mitra]رها کردیم خالق را
    گرفتاران ادیانیم!
    تعصب چیست در مذهب؟!
    مگر نه این که انسانیم؟!

    اگر روح خدا در ماست
    خدا گر مفرد و تنهاست
    ستیز پس برای چیست؟
    برای خودپرستی هاست...

    من از عقرب نمی ترسم
    ولی از نیش میترسم
    از آن گرگی که می پوشد
    لباس میش می ترسم

    سیمین بهبهانی[/FONT][/SIZE][/COLOR][/CENTER]
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2015/03/29
    محل سکونت
    خوزستان///دزفول.(کانون خورشیده!!)
    نوشته‌ها
    430
    امتیاز
    18,015
    شهرت
    0
    1,160
    تیم فنی نشریه
    نقل قول نوشته اصلی توسط girl of wind نمایش پست ها
    درووود!
    خیلی خیلی ممنون برای همه چی
    دستت درد نکنه. حتما جا هایی که گفتی رو درست میکنم
    اون قسمتی که گفته"برای انسان های شروع کتابی قابل تصور نبود..." با عرض معذرت‌ اونجا اشکال تایپی داره. به جای کتاب نوشتم کتابی
    بازم ممنون
    امیدوارم اون "برای بعد" که میخوای بقیه اش رو اون موقع بگی، زود برسه!
    خواهش میکنم، وظیفه من بود
    ببخشید ادامه ندادم آخه ظهر بود و من داشتم از خستگی میمردم. اصلا نمیدونم چطور برات نوشتم

    خب برای ادامه، یادت باشه پرانتز نزاریا! باید خط کوچولو (-) رو بزاری.

    "انسان برای رسیدن به سود به خود اثر ضرری غیرقابل جبران زد"← انسان برای رسیدن ب سود خویش، به زمین ضرری غیر قابل جبران زد

    "نیروگاهی که در تیر ساخته شد نیازی سوزاندن هیچ سوختی یا فراهم کردن انرژی توسط انسان نداشت"
    ← نیازی به سوزاندن سوخت یا فراهم کردن انرژی توسط انسان نداشت

    " از گاز موجود در جو این سیاره که هلیم بزرگترین بخش آن را تشکیل می دهد استفاده می شد. نیروگاه به طور کلی از عنصر تنگستن و برخی ترکیبات شیمیایی با نقطه ذوب بالاتر از تنگستن پذیری کمتر از آن ساخته شد. سطح بیرونی آن با لایه نازکی از الماس مصنوعی پوشانده شد. "
    ←از گازموجود در این سیاره، هلیم که بزرگترین بخش آنرا تشکیل میداد، استفادع میشد.
    نیروگاه به طور کلی از عنصر تنگستن و برخی ترکیبات شیمیایی با نقطه ذوب بالاتر از تنگستن پذیری کمتر از آن ساخته و سطح بیرونی آن با لایه نازکی از الماس مصنوعی پوشانده شده است.

    "از زمان ساخت تا به حال"← از زمان ساخت تا ب امروز

    "به سمت محل همایش پیاده روی می‌کرد. نوشتار اولیه کتابش در دفترچه جا خوش کرده بود و هر روز به حجمش افزوده می‌شد. "
    ← به سمت محل همایش قدم برمیداشت. (پیاده روی چندان مناسب نیس چون واسه گردش یا ورزش نیومده. این کلمع بیشتز برا ورزش بکار میره)
    در دفترچه جا خوش کرده و... (بود تکرارنمیشه)

    "لبخند زد و آنها در جواب با زبان اشاره به او سلام دادند و او نیز حرکت اشاره را تکرار کرد"
    لبخند زد. آنها نیز در جواب با زبان اشاره به او سلام دادند و او هم حرکت اشاره را تکرار کرد.

    متنت فوق العاده بود. اگر این متن برنده نشه، واقعا در حقت بی انصافی کردن!!!


    ایــــــــش بر تو ای اخطار-__________- چرا فقط باید چهارتا شکلک باشه؟؟؟؟؟ -____~





    پ.ن: درحال ایده پردازی برای داستان جدید
    .
    .
    .
    .
    کاورشو وقتی میزنم که کار با قلم نوری رو یاد گرفته باشم
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2016/08/19
    نوشته‌ها
    52
    امتیاز
    6,646
    شهرت
    0
    103
    کاربر انجمن
    درود
    واقعا ممنون. خیلی لطف کردی
    چیزایی که گفتی واقعا کمکم کرد
    سعی کردم اشکالاتش رو رفع کنم و ارسالش کردم...امیدوارم قبولش کنن.
    سپاس
    امیدوارم روزگارت همیشه نیک و دنیات آباد باشه!
    [CENTER][COLOR=#008080][SIZE=3][FONT=b mitra]رها کردیم خالق را
    گرفتاران ادیانیم!
    تعصب چیست در مذهب؟!
    مگر نه این که انسانیم؟!

    اگر روح خدا در ماست
    خدا گر مفرد و تنهاست
    ستیز پس برای چیست؟
    برای خودپرستی هاست...

    من از عقرب نمی ترسم
    ولی از نیش میترسم
    از آن گرگی که می پوشد
    لباس میش می ترسم

    سیمین بهبهانی[/FONT][/SIZE][/COLOR][/CENTER]
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •