ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 8 از 8 نخست ... 6 7 8
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 73 , از مجموع 73
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2013/12/27
    محل سکونت
    شمال شمال، غرب غرب، اورمیه
    نوشته‌ها
    655
    امتیاز
    29,582
    شهرت
    4
    1,618
    سردبیر نشریه

    اندراحوالات دختری در روستا

    روز اول مهر خود را چگونه آغاز کردید؟
    به نام خدا،
    با فحش!
    (و البته سوال این که: کی این وقت روز پا می‌شه بره کار کنه آخـــــــــــه!)
    ***
    از در خونه که رفتم بیرون، آفتاب تازه زده بود، یه جوری که هنوز شبنم روی گل‌ها هنوز بخار نشده بود. یکی من بیدار بودم، یکی شاتر نونوا!
    ***
    به ما گفته بودن مینی‌بوس یه ربع به 7 حرکت می‌کنه. من 7 رسیدم، فکر کردم همه رفتن. حقیقت امر این بود که هنوز هیشکی نیومده بود!
    ***
    80 کیلومتر سوار بر مینی‌بوس!
    تازه توی سربالایی‌ها اگه پیاده می‌شدیم و مینی‌بوس رو هل می‌دادیم، زودتر هم می‌رسیدیم!
    بنده صبح شیر خورده بودم، وقتی رسیدیم مقصد داشتم کره بالا میاوردم!
    ***
    حالا بماند که یه قبرستون روبه‌روی مدرسه‌ست و هر بار نگاهش می‌کنم، سرنوشت چند ماه آینده‌م میاد جلوی چشمام!
    ***
    اولین ری‌اکشن من در بدو ورود به مدرسه:
    - در ظاهر:
    - در باطن: ووووووووووی

    آخرین ری‌اکشن من هنگام خروج از مدرسه:
    غلط کردمممممم
    ***
    شاگردهای دخترم معتقدن که پسرا یه مشت عوضی وحشی هستن و نباید توی کلاس باشن، شاگردهای پسرم هم معتقدن که دخترها یه مشت لوس ننر بد‌دهن هستن و نباید توی کلاس باشن.
    تا کنون تمام تلاش‌های این‌جانب در راستای ایجاد آشتی، یا جهنم و ضرر، ایجاد یه آتش‌بس به بن‌بست خورده!
    ***
    یه شاگرد دارم، اسمش دیاره (پسره). بعدا مفصل شرح حالش رو براتون می‌گم ولی بدونین که از دیوار راست بالا میره، از پنجره می‌پره بیرون، مقنعه‌ی دخترها رو می‌کشه، به دسته‌ی صندلی و میز نیمکت و جوهر خودکار و دفتر بغل‌دستیش هم رحم نمی‌کنه. مدام از دخترها کتک می‌خوره، اما می‌خنده و تلافی می‌کنه (that's my boy)! حالا از همه هم زرنگ‌تره خیلی هم به من احترام می‌ذاره کلا به جز من و معاونین مدرسه، بقیه رو آدم حساب نمی‌کنه
    ***
    آقا این چه وضعشه! شاگردهام با هم کردی صحبت می‌کنن، کردی دعوا می‌کنن، کردی تیکه می‌ندازن، خلاصه همه چی کردی، منم اون وسط هویج‌وار نگاهشون می‌کنم فقط
    یه بار گفتم به من هم باید کردی یاد بدین، یکی از دخترها گفت بذارید من یاد بدم. بعد چشمتون روز بد نبینه! یه جمله گفت که فقط گفتنش برا خودش دو دقیقه(!) طول کشید، بعد برگشته به من میگه: خب حالا تکرار کن!
    من: ها؟
    دختره: (دوباره جمله رو تکرار کرده)
    من: ها؟
    دختره: (برای بار سوم جمله رو تکرار کرده)
    من: خب بچه‌ها بفرمایید زنگ تفریح، منم برم قولنجمو بشکونم
    ***
    حالا باز این خوبشه!
    همکارم یه شاگرد داره که با انگشت وسطیش اجازه می‌گیره!
    تصور کنین دارید درس می‌دید، برمی‌گردین که بپرسین بچه ها کسی سوالی داره؟
    یهو چشمتون میفته به یه بچه که با این طرز اجازه گرفتن، دستشو برده بالا.
    نیت بچه صاف و ساده‌ست هااا، این شکلی یاد گرفته و عادت کرده، ولی امان از ذهن شما!
    ***
    به زودی با خاطرات بیش‌تری خدمت خواهم رسید


    ویرایش توسط mixed-nut : 2018/05/10 در ساعت 17:41
    امضا:

    A.Gh

    والا
  2. #71
    تاریخ عضویت
    2017/07/30
    محل سکونت
    زیر آسمون خدا
    نوشته‌ها
    47
    امتیاز
    1,636
    شهرت
    0
    49
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط mixed-nut نمایش پست ها
    والا روز معلم که تعطیل بود. بعدشم ذاتا اتفاق خاصی نیفتاد.

    شنبه که رفتم مدرسه، یه روز بارونی و سرد و مه‌گرفته، سرفه‌هام عود کرده بود، راننده هم انقدر بد رونده بود و ما رو کوبیده بود به در و پنجره که هم اعصابم تعطیل بود، هم کوفته و کبود شده بودم

    خلاصه با سگرمه‌های توی هم وارد مدرسه شدم که هانیه پرید جلوم! با صدای زیرش جیغ جیغ کرد: خانوووووم دیر بیا سر کلاس، باشه؟
    و چون حوصله نداشتم، فقط گفتم باشه.
    یه کم بعد که رفتم کلاس، دیدم کلاسو تزیین کردن، یه سینی بزرگ کیک پختن و شربت درست کردن. یه گروه هم وایستاده بود دم در، به محض ورودم شروع کردن به خوندن یه شعر (البته آلان وسطاش شروع کردن به تولید عربده‌های نامفهوم که دو سه تا از دخترا به شکل تیم ضربت ریختن سرش و خفه‌ش کردن!)
    غافلگیری عجیبی بود، فکرشو نمی‌کردم همچین برنامه‌ای داشته باشن، چون قبلش هرچی می‌پرسیدن روز معلم کیه، می‌گفتم تعطیله
    خلاصه یه کم شعر خوندن باز، یه کم رقصیدن، پذیرایی کردیم و تمام
    گفتم که اتفاق خاصی نیفتاد
    بعد میگه اتفاق خاصی نیفتاد
    از بچه های مدرسه ما که بهتر بودن
    ما روز قبل از روز معلم به همه معلما تبریک گفتیم
    بعد دبیر فیزیکمون یاداوری کرد که اون روز روز کارگره!
  3. #72
    تاریخ عضویت
    2017/07/25
    نوشته‌ها
    50
    امتیاز
    4,022
    شهرت
    0
    44
    تایپیست
    فکرش رو که می کنم می بینم چقدر خوب شد که سوسک پلاستیکی یا از این چیزا ازش نگرفتی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست‌ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فکرش هم چندشه
  4. #73
    تاریخ عضویت
    2017/06/16
    محل سکونت
    جهنم
    نوشته‌ها
    366
    امتیاز
    6,593
    شهرت
    12
    578
    مدیر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط سید نمایش پست ها
    فکرش رو که می کنم می بینم چقدر خوب شد که سوسک پلاستیکی یا از این چیزا ازش نگرفتی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست‌ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فکرش هم چندشه
    اونقدرا هم چندش نیست. من که خوشحال می‌شم یکی برای تولدم بهم بده ♡.♡
    مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری ♪♫♫
    درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری♪♫♫
صفحه 8 از 8 نخست ... 6 7 8
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 73 , از مجموع 73

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوستان پنهان
    توسط F@teme در انجمن بایگانی تاپیک‌های شهرفرنگ و دیجی پیشتاز
    پاسخ: 3
    آخرین نوشته: 2016/09/04, 13:56
  2. جدید ترین متد اذیت کردن دوستان و آشنایان (:
    توسط F@teme در انجمن مطالب جالب و دانستنی‌ها
    پاسخ: 5
    آخرین نوشته: 2016/02/13, 18:43
  3. همه دوستان لطفا بیان داخل(بابابزرگ)
    توسط smhmma در انجمن پاتوق گپ
    پاسخ: 47
    آخرین نوشته: 2014/12/15, 13:56
  4. معرفی کتاب به دوستان خود
    توسط khas در انجمن کتاب‌ها
    پاسخ: 5
    آخرین نوشته: 2014/08/27, 13:18

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •