ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2016/12/24
    نوشته‌ها
    1
    امتیاز
    751
    شهرت
    0
    1
    کاربر انجمن

    نقد کتاب دختری در قطار

    رمان یک رمان زنانه است، چون راوی داستان سه زن است. سه زن به نام های ریچل، مگان و آنا.ریچل یک زن مطلقه الکلی و همسر سابق تام است و دچار سرگشتگی و فلاکت است.مگان یک زن دارای گالری است و شوهرش اسکات او را دوست دارد ولی مصیبت زده است، برادر محبوبش را در یک تصادف از دست داده و روان استقلال طلب و آشفته ایی به همراه داردو آنا یک مادر است با شوهری به نام تام و بچه ایی کوچک به نام ایو، وی در دایره خانواده احساس خوشبختی می کند ولی در حین حال مرتب از اینکه دایره امنیت وی مورد تهدید واقع می شود می هراسد و دنبال دفاع از آن است.آنچه در روایت این سه زن می شود، درک کرد، صفات زنانه در قطب های مختلف است.قطب مادر آنا....چیزی که ریچل به علت عدم بارداری از ازدواج اولش حسرت آن می خورد....و اسکات بخاطر از دست دادنش، دچار مشکل روانی شده است....قطب عاشقی ..... ریچل حسرت از دست رفتن تام را می خورد...مگان دچار مشکل انتخاب آن است، اگرچه شوهرش وی را دوست دارد، ولی ذات تنوع طلب دارد...از نوجوانی درگیر آن بوده و با استقرار خانوادگی مشکل دارد....آنا هم آن را دوست دارد....ولی ذات مادرانه اش با تسلط بیشتر وی را در دایره حمایت از فرزندش قرار داده و مستقرتر است....قطب حسادت....آنا از عشق قدیم ریچل به تام همسرش می هراسد و نسبت به ریچل بغض دارد...همین حس یک جورهایی در ریچل است...آنا تاراجگر عشق قدیم وی بوده است....قطب فلاکت....عامل سرگشتگی دو شخصیت ریچل و مگان است...ریچل به خاطر شکست دربارداری و بدنبال آن طلاق تام از وی، و مگان بخاطر فلاکت ازدواج اول و نیز از دست دادن برادری دچار مشکلات روانی هستند...ریچل به سمت الکل کشیده می شود و اسکات به سمت کمال روانشناس...قطب حمایت... شاید تنها مثال خوب این قطب..کتی مهربان باشد که با وجود مشکلاتی که ریچل با آن همراه است، وی را کنترل و پشتیبانی می کند ولی جرو راوی ها نیست..... در کنار این سه زن، اگر کارگاهان پلیس را کنار بگذارم ما سه مرد را در داستان اصلی می بینیم...یکی تام...دیگری اسکات و بالاخره کمال روانشناس....تام مردی است که قید خانوادگی ندارد...به نحو جالبی من این کارکتر را مشابه کارکتر شخصیت کریس( با بازی جاناتان ریس میرز) فیلم امتیاز نهایی وودی آلن محصول سال 2005 می دانم...بعدا آقای فرحبخش در فیلم زندگی خصوصی در کارکتر ابراهیم( با بازی فرهاد اصلانی) محصول 1390 استفاده کرده است....تام زندگی فعلیش را دوست دارد، شاید بخاطر اینکه زنی زیبا و فرزندی که از وی دارد...ولی در حین حال دایره زندگی و قید خود را محدود به این چارچوب خانوادگی نمی کند...و پارادوکس این دو گرایش وی، باعث حوادث داستان می شود و داستان را به سمت راز و معماگونه شدن سوق می دهد....اسکات که درست در قطب مخالف تام، از قید عاشقانه خود حمایت می کند و یک عاشق رمانتیک است.. و این عشق بعد از مفقود شدن، مگان باعث سوق وی به سمت عصبیت و خشم می کشاند....کمال یک روانشناس بوسنیایی که محل امن و پناهگاه دردهای مگان می شود ولی در پی ناپدید شدن مگان، خود محل سوظن واقع می شود...شخصیت کمال در رازگشایی بعضی وقایع داستان برای منطقی شدن و توجیه آنها، کمک می کند....زیرا مگان در جریان ویزیتهای خود و احساس اعتمادی که به کمال دارد، اسرار پنهان زندگی خود را به وی می گوید تا بعد از گم شدن مگان و بازجویی از کمال، آنها از پرده بیرون بیایند....داستان میان کارکترهای مرد و زن داستان می چرخد...مهم این است داستان از نمای زنها روایت می شوند....تام با ریچل، مگان و آنا.....اسکات با مگان و ریچل....و کمال با مگان و دو سه جلسه ایی با ریچل روند های ارتباطی فیلم را می سازند....خانم پائولا هاوکینز سعی کرده، دست داستان را رو نکند....و لذا پیش بینی پایان آن سخت به نظر می رسد...شاید به خاطر رعایت همین شاخصه است، گاه تصاویر معترضه در داستان بخصوص در اطراف شخصیت کمال روانشناس زوم می شود، ولی به هرحال همین رازگونه بودن حادثه داستان، منجر به این می شود که داستان کشش و ساختار مناسبی بیابد و از سانتی مانتال شدن و کلیشه ایی شدن، رهایی پیدا کند....و بالاخره این روایت جنایی، باید با یک تصویر جنایی هم به پایان برسد تا ساختار رمان جذابیت تجاری هم پیدا کند....حسن رمان، ساختار بدیع آن در طرح روایت ها و دیالوگ های سه زن است...و اینکه روند را با ضرباهنگ مناسبی به اوج می رساند...شاید بخاطر همین حس قوی دنبال کردن روند و پایان داستان، باعث موفقیت چشمگیر این رمان شده است...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •