ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 4 نخست 1 2 3 4 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/02/07
    محل سکونت
    Holy Hell
    نوشته‌ها
    687
    امتیاز
    15,046
    شهرت
    0
    749
    وبمستر

    Lightbulb نقد امضای اعضای سایت

    در این تاپیک امضای اعضای سایت را نقد و بررسی میکنیم .

    فقط توجه داشته باشید که توهین نکنید .

    اول پستتون دقیق و با یه رنگ دیگه مشخص کنید نقد مربوط به کیه .


    ممنون


    ویرایش شده توسط نپتون(خودم)ههه ههه ههه




    قوانین مهم





    1.از دادن پست در این مکان خود داری کنید


    2. برای درخواست نقد به لینک زیر مراجعه کنید





    3.برای صبت پیرامون نقدها به لینک زیر مراجعه کنید


    ویرایش توسط nepton : 2014/03/29 در ساعت 12:31
    طفلی به نام شادی دیریست گم شده است .
    با چشم های روشن براق با گیسویی بلند به بالای آرزو .
    هر کس از او نشانی دارد ما را کند خبر .
    این هم نشان ما :
    یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر .
  2. #11
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    shaer:چه دیار اسرار آمیزی است دیار اشک...

    خب بالاخره نوبت شاعر عزیز شد امیدوارم خوب تنت رو چرب کرده باشی، اگه هم نکرده باشی، خوب به من چه می خوستی کرده باشی.( ) باز هم که غوره نشده مویز شدی نمیشه یه بارم که شده اینقدر توی حرف های من نپری.

    چه دیار اسرار آمیزی است دیار اشک

    ___________________________________

    a day without you is like a year without rain



    حقا که شاعری امضات خیلی قشنگه ولی خیلی بی معنیه. اولا که شعر از دیار
    نمی آد از غده اشکی پشت چشم میاد وقتی شما که بزرگ مایی فرق این ها رو نمی
    دونی از دیگران چه انتظاری می شه داشت؟؟؟؟

    دوما اشک همچین هم که شما میگی اسرار آمیز نیست فقط کافیه این آزمایش رو انجام بدی تا به حرف من پی ببری.

    لوازم مورد نیاز آزمایش:



    1.یک عدد پیاز متوسط (که خراب یا له نشده باشه) بازم که مزه پروندی ( آخه دست خودم نیست)



    2.یک عدد کارد



    3.دو عدد تخم مرغ



    4.نمک به میزان لازم



    5.نان(سنگک، تافتون، بربری...)



    توجه: این آزمایش را زیر نظر بزرگ تر ها انجام بدید و بدون اجازه به کارد دست نزنید( وگرنه دستتون اوف می شه)

    مراحل انجام آزمایش:



    از بزرگ تر خود بخواهید تا پیاز را زیر چشم شما خورد کند تا اشک از لیتر لیتر از دو دیده تان سرا زیر شود.



    توجه: بعد از انجام مراحل ازمادر خود بخواهید برایتان با تخم مرغ ها و پیاز های خورد شده برایتان تخم مرغ و پیاز درست کند.



    حالا اگه قانع تشدی به خوت مربوطه وکسی به حرفت اهمیت نمی ده مگه نه؟ (نه) تو هم که فقط منو ضایع کن.



    حال در باب قسمت دوم امضای شما دوست عزیز و گرامی. بابا شاعرجون از تو
    دیگه انتظار نداشتم والا خوب رومونو سفید کردی شما که خودت شاعری دیگه چرا
    زبون فارسی رو پاس نمی داری. هان!!!! من برای نوشتن در مورد قسمت دوم امضای
    جناب عالی کلی به زحمت افتادم و مجبور شدم کلی به مغز (ناقص در حال انفجار
    هسته ای با قدرت تخریب13/39کیلومتری ) مبارکم فشار بیارم تا ترجمش کنم .
    تازه میفهمم پایونیر چی می کشه.



    خلاصه بعد از کلی مکاشفه و رجوع به کتب مهم و تاریخی فرهنگ لغت بالاخره
    توانستم پشت آن متن مستهجن رو به خاک بزنم و ترجمش کنم وحاصل اون این شد

    نقل قول از نپتون عزیز تر از جان اعضای سایتpioneer group



    باران Without تو مثل(شبیه) یک سال without یه روز



    که خیلی تحت الفظی بود پس تصمیم گرفتم از خواهرم خواهش(التماس) کنم تا اون رو ترجمه کنه



    نقل قول از خواهر نپتون عزیز تر از جان اعضای سایتpioneer group



    یک روز بدون تو مثل یک سال بدون بارونه



    بالاخره یک نفر قدر منو دونست
    من همیشه می دونستم اعضای سایت آدمهای فهمیده و قدر شناسی هستن مخصوصا
    شاعر جان ولی من راضی نبودم حتی توی امضات هم از من تعریف کنی خجالتم دادی و
    خب به هر حال تو هم باید یه جوری احساسات متشنج خودت رو به من ابراز کنی
    به هر حال ممنون.



    یک روز بدون من برای شاعر مثل یک سال بدون بارونه اگه یه سال بارون
    نیاد توی کل کشور خشکسالی می شه و اگه من یک روز نباشم کل سایت میره رو
    هوا. در واقع شاعر قصد داشته با یک جمله هم اعماق ته احساساتشو به من ابراز
    کنه هم اهمیت من برای سایت رو به شما گوشزد کنه.



    پ.ن: شاعر جان از تعریف هات ممنونم ولی از پاچه خواری خیلی بدم میاد امیدوارم دیگه تکرار نشه.
  3. #12
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    m_hadi:بخاطر میخی.نعلی افتاد...........

    الوعده وفا اومدم حال محمد هادی رو بگیرم
    ولی آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر
    کاغذ حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل
    ها می شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران
    این همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.







    بخاطر میخی.نعلی افتاد...........به خاطر نعلی. اسبی افتاد
    ..........به خاطر اسبی.سواری افتاد به خاطر سواری.جنگی شکست
    خورد..........به خاطر شکستی.مملکتی نابود شد و همه اینها به خاطر کسی بود
    که میخ را خوب نکوبیده بود..................







    بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش
    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل
    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ
    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!
    پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله
    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می
    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:







    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:







    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.

    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می
    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و
    سوار خودش رو زمین میزنه...







    به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:









    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10
    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از
    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی
    هستد.







    از خبرت ممنون حالا برگردیم سر کارمون، خب حالا تو از کجا می دونی که
    جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته شکست خورده اون بیچاره که کاری
    به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله مش قربون رد می شده! پس چرا این
    قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار از فرماندهان واردن بوده و
    خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن اون از گالباتوریکس شکست
    می خوریم؟







    می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟







    آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟







    حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟







    اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از
    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع
    برو امضات رو عوض کن.







    آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟
    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟ آخرش
    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.
    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه. اگه باور
    نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه
    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه.











    پ.ن: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.











    پ.ن2: اگه توی بیمارستان تموم کردم انتقام من رو از اون قاتل سریالی بگیرید وگرنه مجبورید هر شب ساعت 9 از شبکه 3بشینید وسریالش رو تماشا کنید.


















    پاسخ محمد هادی







    m_hadi:خب خب اولا سلام دوما نپتون جان گیر افتادی



    .چرا؟ ... به این دلیل که .زیرا .............فکر کردی منم مثل بقیه هم نه

    داداش ما خودمون نقد رو نقد میاریم ............ اولا...........







    nepton:آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر کاغذ

    حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل ها می

    شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران این

    همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.













    m_hadi:بزار بچه ها قضاوت کنند تو کاغذ ها رو انداختی دو ر من چه کنم

    ...........خب میخواستی تو ورد بنویسی نه تو خجالت نمیکشی پس این همه تکنو

    لوزی رو واسه چی گذاشتن .گذاشتن که جنابعالی کاغذ حروم نکنی دیگه ...واقعا

    که

    ...........















    nepton:بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش

    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل

    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ

    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!















    m_hadi:اها خوب سوالی پرسیدی ..........از اونجایی میدونم نعل مال اسبه

    بود که خود مش قربون به من گفت تازشم خود مش قربون هم یه اسب داره هم یه

    الاغ ...............(داخل پرانتز مش قربون مسلمونه نه مسیحی)













    : nepton: پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله

    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می

    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:













    m_hadi:نه اشتباه نتیجه نگیر اون بالا رو که خوندی پس خوب نتیجه بگیر افرین

    ..................معلمت چی میکشیده از دست تو ..............رابطه بدیهی

    که ..........















    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:













    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.





    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می

    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و

    سوار خودش رو زمین میزنه...















    m_hadi:چه گیری داده به طویله مش قربون ها

    .............بابا بزار خیال رو راحت کنم مش قربو نماینده ی ایرانیا تو جمع واردن ها بوده

    واردن ها هم که در حال حمله طویله نداشتن پس نظریت کاملا باطله ......بیشتر فکر کن رو نظزیه هات











    nepton:به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:





























    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10

    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از

    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی

    هستد.





























    m_hadi:نه واقعا تو خجالت نمیکشی

    چقدر شایعه سازی

    چقدر تهمت همین



    الان نمایندگان شریف سوسک ها مورچه ها و عنکبوت ها با من تماس گرفتند و

    گفتند همه ی اونایی رو که بی بی سی اوه ببخشیدخبر گزاری نپتون گفته مردن در

    صحت و سلامت کامل به سر میبرن ..................واقعا که نپتون تو برای

    منافعت چه کارا که نمیکنی













    nepton:خب حالا تو از کجا می دونی که جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته

    شکست خورده اون بیچاره که کاری به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله

    مش قربون رد می شده! پس چرا این قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار

    از فرماندهان واردن بوده و خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن

    اون از گالباتوریکس شکست می خوریم؟





















    m_hadi:باز گفت طویله بابا میگم این مش قربون یه چیز بهت بگه ها.

    ....استغفراله



    ...............اقا نه انصافا تو با اون شایعه سازی ها ی قبلیت منو زیر

    سوال میبری .اگه شک دارین از سفیرا بپرسین تازه به زبان باستانی هم بپرسین







    که نتونه دروغ بگه .............تازه کسی نگفت به طور کامل شکست خوردیم ...........این فقط یه شکست مقطعی بود ..............















    nepton:می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با

    این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟













    m_hadi:اولا که ناسودا کاری نمتونه بکنه چون من سفیر یکی از نزاد های الاگیزیا هستم .ثانیا ناسودا قدرتش رو نداره

    .....میپرسی چرا؟؟؟؟؟؟اها جوابت رو میتونی از کاترینا بگیری ...بگو قضیه ی الدوناری چیه بهت میگه ...









    nepton:آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟



















    m_had:اقا من اعتراض دارم کی به نپتون گواهی نقادی داده



    ....این پایه های اولیه ادبیات رو بلد نیست هنوز نمیدونه استعاره چیه

    .......داداش عزیز در این قسمت از امضا استعاره به کار رفته یعنی افتادن

    استعاره از مردن هستش .حالا که فهمیدی یه فاتحه براش بفرست مرد خوبی بود















    nepton:حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟













    m_hadi:بابا حرف رو یه بار میزنن دیگه مش قربون رفیقمه









    nepton:اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از

    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع

    برو امضات رو عوض کن.













    اm_hadi:ها این قسمت رو اخر جواب میدم چون باید غافل گیر شی









    nepton:آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟ تا هر وقت که عشقته ........

    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟مثل

    امضائ تو ............... آخرش

    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.

    .....اونطوری خیلی بد میشه دیگه کسی نیست نقد الکی بکنه ....

    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه.....توهین

    به سایت میکنی بگم بچه ها ی گمنام پایونییر بگیرنت ...... اگه باور

    نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه

    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه. ..............

    اون که میدونم خودمم















    nepton: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.



















    m_hadi:اخه ادم چی بگه تو مگه بیمه نداری یا اصلا من مگه ادار ه ی بیمه هستم ..............















    m_hadi:نتیجه کلی و جوابی که گفتم اخر سر میدم :بچه ها توجه کردین اخر

    امضامو گنگ نقد کرد همون جایی که میگه ...........وهمه ی اینا به خاطر ان

    کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود .....اگه گفتید چرا اها ........











    خب توجه توجه طبق بررسی ها ی من مش قربون سم اسب (همونی که براش فاتحه

    خوندید ) رو محکم کوبیده ..........تعجب کردید .....میگید پس چرا اسب

    افتاده .جوابش اینه که یک نفر اون رو دوباره شل کرده .











    بلهههههههههههه..........اما اون کیه .........من با قدرت جادوییم که

    کاترینا میدونه از کجا اوردمش لحظه ای که اسب تو اصطبل بوده رو روشن بینی

    کردم البته این یه نوع خیلی خاصی از روشن بینی هست ........اصطبل تارک







    بود نیمه ها ی شب شخص سیاه پوشی وارد اصطبل شد اول فک کردم اراگونه ...تعجب

    کردم گفتم ااین موقع کجا میخواد بره ....صدای پا نزدیک و نزدیکتر میشد نور

    ماه مقابل اصطبل اسب مورد نظر رو روشن کرده بود ناگهان .







    .........چهر ه ی اون شخص رو دیدم میپرسید کی بود .بلهههه اون نپتون بود

    زیر دست گالباتوریکس اومده بود تا به واردن ها صدمه بزنه ...........بله

    اون میخواست با متهم کردن من به جرم جاسوسی برای گالباتوریکس







    توجهات رو به من جلب کنه اما نمیدونست که قدرت من خیلی بیشتر از این حرفاست

    و....................ههههه........راستی نپتون به رییست گالباتوریکس (از

    بچه ها ی خودمونه ....خودش میدونه کیه) بگو به پیشنهادم







    فکرکنه من به این اسونیا تسلیم نمیشم

    .........











    بله و این بود نقشه ی شوم نپتون که من بر ملاش کردم .هههههه...اون هم با امضا م











    در ضمن امضامم عوض نمیکنم تا همه ی فروم بدونن تو زیر دست گالباتوریکس هستی









    پاسخ من به محمدهادی




    .چرا؟ ... به این دلیل که .زیرا .............فکر کردی منم مثل بقیه هم نه

    داداش ما خودمون نقد رو نقد میاریم ............ اولا...........

    ایول خوشم اومد که از خودت دفاع کردی و مثل محمد که دو روزه معلوم نیست کجاست فرار نکردی.



    nepton:آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر کاغذ

    حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل ها می

    شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران این

    همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.



    m_hadi:بزار بچه ها قضاوت کنند تو کاغذ ها رو انداختی دو ر من چه کنم

    ...........خب میخواستی تو ورد بنویسی نه تو خجالت نمیکشی پس این همه تکنو

    لوزی رو واسه چی گذاشتن .گذاشتن که جنابعالی کاغذ حروم نکنی دیگه ...واقعا

    که

    ...........

    nepton:من که مثل شما ها غرب زده نیستم من به سنت پیشنیانم(حافظ و سعدی و ابو علی سینا و...) عمل می کنم



    nepton:بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش

    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل

    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ

    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!

    m_hadi:اها خوب سوالی پرسیدی ..........از اونجایی میدونم نعل مال اسبه

    بود که خود مش قربون به من گفت تازشم خود مش قربون هم یه اسب داره هم یه

    الاغ ...............(داخل پرانتز مش قربون مسلمونه نه مسیحی)

    nepton:گیریم که نعل مال اسب مش قربون بوده می خوام بدونم اون که روش
    نشسته کی بوده من که احمق نیستم مش قربون که به مزدور گالبا توریکس اجازه
    نمی ده سوار کادوک که یه زمانی مطعلق به اراگون بوده رو نمی ده پس نتیجه
    اینکه تو می خواستی اون رو بدزدی پس هربلایی سرت اومده حقته.

    : nepton: پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله

    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می

    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:



    m_hadi:نه اشتباه نتیجه نگیر اون بالا رو که خوندی پس خوب نتیجه بگیر افرین

    ..................معلمت چی میکشیده از دست تو ..............رابطه بدیهی

    که ..........

    nepton:تو به چه حقی به معلم من توهین می کنی معلم من پاک پاکه خجالت بکش.

    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:



    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.



    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می

    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و

    سوار خودش رو زمین میزنه...

    m_hadi:چه گیری داده به طویله مش قربون ها

    .............بابا بزار خیال رو راحت کنم مش قربو نماینده ی ایرانیا تو جمع واردن ها بوده

    واردن ها هم که در حال حمله طویله نداشتن پس نظریت کاملا باطله ......بیشتر فکر کن رو نظزیه هات

    nepton:مسئله همینه دیگه خودت متوجه نشدی خونه مش قربون در بین راه واردن ها قرار داشته

    در ضمن حتی واردن ها هم برای نگهداری از اسب هاشون اسطبل دارن اگه باور نداری جلد 3 رو یک بار دیگه بخون تا بهت ثابت بشه.



    nepton:به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:



    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10

    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از

    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی

    هستد.



    m_hadi:نه واقعا تو خجالت نمیکشی

    چقدر شایعه سازی

    چقدر تهمت همین

    الان نمایندگان شریف سوسک ها مورچه ها و عنکبوت ها با من تماس گرفتند و

    گفتند همه ی اونایی رو که بی بی سی اوه ببخشیدخبر گزاری نپتون گفته مردن در

    صحت و سلامت کامل به سر میبرن ..................واقعا که نپتون تو برای

    منافعت چه کارا که نمیکنی

    nepton:ها فکر کردی همی خبرهای خبر گذاری من معتبر هستن و این اطلاعات از یک منبع موثق یعنی خود اراگون به دست من رسیده

    اراگون زمانی که داشته با ذهنش اطراف محل حادثه رو می گشته متوجه این طلفات می شه.



    nepton:خب حالا تو از کجا می دونی که جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته

    شکست خورده اون بیچاره که کاری به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله

    مش قربون رد می شده! پس چرا این قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار

    از فرماندهان واردن بوده و خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن

    اون از گالباتوریکس شکست می خوریم؟



    m_hadi:باز گفت طویله بابا میگم این مش قربون یه چیز بهت بگه ها.

    ....استغفراله

    ...............اقا نه انصافا تو با اون شایعه سازی ها ی قبلیت منو زیر

    سوال میبری .اگه شک دارین از سفیرا بپرسین تازه به زبان باستانی هم بپرسین



    nepton:حالا چرا اینقدر جوش می زنی طلا که پاکه چه منتش به خاکه

    اگه راست می گی به جای طفره رفتن و عصبانی شدن جواب بده

    آدم اگه حق باهاش باشه که از کوره در نمی ره.

    که نتونه دروغ بگه .............تازه کسی نگفت به طور کامل شکست خوردیم ...........این فقط یه شکست مقطعی بود ..............





    nepton:می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با

    این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟



    m_hadi:اولا که ناسودا کاری نمتونه بکنه چون من سفیر یکی از نزاد های الاگیزیا هستم .ثانیا ناسودا قدرتش رو نداره

    .....میپرسی چرا؟؟؟؟؟؟اها جوابت رو میتونی از کاترینا بگیری ...بگو قضیه ی الدوناری چیه بهت میگه ...



    خودت اعتراف کردی که یه ریگی به کفشته چون اگه بی گناه بودی که نگران تنبیه شدن نبودی



    خب اگه انسان نباشی5 حالت وجود داره.

    کوتوله: اگه کوتوله باشی نیازی به ناسوآدا نیست خود اوریک حسابت دو می رسه

    الف: من بعید میدونم توالف باشی چون الف ها به واردن خیانت نمی منن پس این فرضیه منتفیه

    اورگال: اگه اورگال باشی هم تنبیهت زیر نظر ناسوآدا هست پس حالت رو می گیره

    رازاک: اگه رازاک باشی که تکلیفت روشنه چون رازاک ها تحت امر گالباتوریکسن

    اژدها: سفیرا که نیستی پس یا شرویکن هستی یا تورن که او دو تا هم به گالبا توریکس خدمت می کنن

    nepton:آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟

    m_had:اقا من اعتراض دارم کی به نپتون گواهی نقادی داده

    ....این پایه های اولیه ادبیات رو بلد نیست هنوز نمیدونه استعاره چیه

    .......داداش عزیز در این قسمت از امضا استعاره به کار رفته یعنی افتادن

    استعاره از مردن هستش .حالا که فهمیدی یه فاتحه براش بفرست مرد خوبی بود



    من از بچگی ادبیاتم خوب نبوده ولی

    چه ربطی داره من گفتم با افتادن یه نفر نمی شه سرنوشت یه جنگ رو تعین کرد اشاره ای به زنده موندن یا مردن سوار نکردم

    پس اگه می خوای نقد کنی درست نقد کن.



    nepton:حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟



    m_hadi:بابا حرف رو یه بار میزنن دیگه مش قربون رفیقمه

    یه چیزی بگو آدم باور کنه



    nepton:اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از

    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع

    برو امضات رو عوض کن.



    اm_hadi:ها این قسمت رو اخر جواب میدم چون باید غافل گیر شی



    nepton:آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟ تا هر وقت که عشقته ........

    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟مثل

    امضائ تو ............... آخرش

    امضای من که عکسه اول و آخر نداره(ضایع شدی)

    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.

    .....اونطوری خیلی بد میشه دیگه کسی نیست نقد الکی بکنه ....

    چرا هست محمد علی(مهمد هادی)(ضایع شدی)

    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه.....توهین

    به سایت میکنی بگم بچه ها ی گمنام پایونییر بگیرنت ......

    نه بر و بچ پایونیر همه با جنبه هستن از این کار ها نمی کنن

    اگه باور نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه

    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه. ..............

    اون که میدونم خودمم

    آره ولی اول از آخری

    nepton: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.

    m_hadi:اخه ادم چی بگه تو مگه بیمه نداری یا اصلا من مگه ادار ه ی بیمه هستم ..............



    nepton:از اونجایی که من از دست تو سکته کردم پس بیمه جناب عالی باید خرج بیمارستان رو بده

    بیمه که داری؟ بگو که داری!



    m_hadi:نتیجه کلی و جوابی که گفتم اخر سر میدم :بچه ها توجه کردین اخر

    امضامو گنگ نقد کرد همون جایی که میگه ...........وهمه ی اینا به خاطر ان

    کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود .....اگه گفتید چرا اها ........

    خب توجه توجه طبق بررسی ها ی من مش قربون سم اسب (همونی که براش فاتحه

    خوندید ) رو محکم کوبیده ..........تعجب کردید .....میگید پس چرا اسب

    افتاده .جوابش اینه که یک نفر اون رو دوباره شل کرده .

    بلهههههههههههه..........اما اون کیه .........من با قدرت جادوییم که

    کاترینا میدونه از کجا اوردمش لحظه ای که اسب تو اصطبل بوده رو روشن بینی

    کردم البته این یه نوع خیلی خاصی از روشن بینی هست ........اصطبل تارک

    بود نیمه ها ی شب شخص سیاه پوشی وارد اصطبل شد اول فک کردم اراگونه ...تعجب

    کردم گفتم ااین موقع کجا میخواد بره ....صدای پا نزدیک و نزدیکتر میشد نور

    ماه مقابل اصطبل اسب مورد نظر رو روشن کرده بود ناگهان .

    .........چهر ه ی اون شخص رو دیدم میپرسید کی بود .بلهههه اون نپتون بود

    زیر دست گالباتوریکس اومده بود تا به واردن ها صدمه بزنه ...........بله

    اون میخواست با متهم کردن من به جرم جاسوسی برای گالباتوریکس

    توجهات رو به من جلب کنه اما نمیدونست که قدرت من خیلی بیشتر از این حرفاست

    و....................ههههه........راستی نپتون به رییست گالباتوریکس (از

    بچه ها ی خودمونه ....خودش میدونه کیه) بگو به پیشنهادم

    فکرکنه من به این اسونیا تسلیم نمیشم

    .........

    nepton: خب اسباب رسوایی خودت روفراهم کردی راگون روی من یه طلسم قرار داده که نم زاره کسی من رو روشن بینی کنه

    حالا اعتراف کن این اراجیف رو از کجا آوردی تا ذهن واردن ها رو منحرف کنی؟

    بله و این بود نقشه ی شوم نپتون که من بر ملاش کردم .هههههه...اون هم با امضا م

    در ضمن امضامم عوض نمیکنم تا همه ی فروم بدونن تو زیر دست گالباتوریکس هستی

    nepton:باشه نگذار امضات تا ابد مهر ننگی بر اعمل پلیدت باشه

    تا همه بدونن که تو چه موجود (رازاک) پلیدی هستی



    برای برطرف کردن شبه هایی که درمورد هویت محمد هادی به وجود آمده عرض
    می کنم که تمامی این مکالمات یک نمایش نامه بود که به دستور ناسوآدا برای
    بالا بردن روحیه واردن ها نوشتم و محمد های فقط یک بازیگر بوده و نه تنها
    جاسوس نیست بلکه یکی از بزرگترین منحد های وارد هست
  4. #13
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    m_hadi:بخاطر میخی.نعلی افتاد...........

    الوعده وفا اومدم حال محمد هادی رو بگیرم
    ولی آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر
    کاغذ حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل
    ها می شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران
    این همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.







    بخاطر میخی.نعلی افتاد...........به خاطر نعلی. اسبی افتاد
    ..........به خاطر اسبی.سواری افتاد به خاطر سواری.جنگی شکست
    خورد..........به خاطر شکستی.مملکتی نابود شد و همه اینها به خاطر کسی بود
    که میخ را خوب نکوبیده بود..................







    بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش
    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل
    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ
    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!
    پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله
    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می
    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:







    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:







    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.

    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می
    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و
    سوار خودش رو زمین میزنه...







    به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:









    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10
    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از
    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی
    هستد.







    از خبرت ممنون حالا برگردیم سر کارمون، خب حالا تو از کجا می دونی که
    جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته شکست خورده اون بیچاره که کاری
    به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله مش قربون رد می شده! پس چرا این
    قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار از فرماندهان واردن بوده و
    خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن اون از گالباتوریکس شکست
    می خوریم؟







    می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟







    آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟







    حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟







    اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از
    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع
    برو امضات رو عوض کن.







    آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟
    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟ آخرش
    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.
    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه. اگه باور
    نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه
    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه.











    پ.ن: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.











    پ.ن2: اگه توی بیمارستان تموم کردم انتقام من رو از اون قاتل سریالی بگیرید وگرنه مجبورید هر شب ساعت 9 از شبکه 3بشینید وسریالش رو تماشا کنید.


















    پاسخ محمد هادی







    m_hadi:خب خب اولا سلام دوما نپتون جان گیر افتادی



    .چرا؟ ... به این دلیل که .زیرا .............فکر کردی منم مثل بقیه هم نه

    داداش ما خودمون نقد رو نقد میاریم ............ اولا...........







    nepton:آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر کاغذ

    حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل ها می

    شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران این

    همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.













    m_hadi:بزار بچه ها قضاوت کنند تو کاغذ ها رو انداختی دو ر من چه کنم

    ...........خب میخواستی تو ورد بنویسی نه تو خجالت نمیکشی پس این همه تکنو

    لوزی رو واسه چی گذاشتن .گذاشتن که جنابعالی کاغذ حروم نکنی دیگه ...واقعا

    که

    ...........















    nepton:بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش

    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل

    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ

    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!















    m_hadi:اها خوب سوالی پرسیدی ..........از اونجایی میدونم نعل مال اسبه

    بود که خود مش قربون به من گفت تازشم خود مش قربون هم یه اسب داره هم یه

    الاغ ...............(داخل پرانتز مش قربون مسلمونه نه مسیحی)













    : nepton: پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله

    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می

    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:













    m_hadi:نه اشتباه نتیجه نگیر اون بالا رو که خوندی پس خوب نتیجه بگیر افرین

    ..................معلمت چی میکشیده از دست تو ..............رابطه بدیهی

    که ..........















    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:













    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.





    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می

    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و

    سوار خودش رو زمین میزنه...















    m_hadi:چه گیری داده به طویله مش قربون ها

    .............بابا بزار خیال رو راحت کنم مش قربو نماینده ی ایرانیا تو جمع واردن ها بوده

    واردن ها هم که در حال حمله طویله نداشتن پس نظریت کاملا باطله ......بیشتر فکر کن رو نظزیه هات











    nepton:به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:





























    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10

    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از

    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی

    هستد.





























    m_hadi:نه واقعا تو خجالت نمیکشی

    چقدر شایعه سازی

    چقدر تهمت همین



    الان نمایندگان شریف سوسک ها مورچه ها و عنکبوت ها با من تماس گرفتند و

    گفتند همه ی اونایی رو که بی بی سی اوه ببخشیدخبر گزاری نپتون گفته مردن در

    صحت و سلامت کامل به سر میبرن ..................واقعا که نپتون تو برای

    منافعت چه کارا که نمیکنی













    nepton:خب حالا تو از کجا می دونی که جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته

    شکست خورده اون بیچاره که کاری به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله

    مش قربون رد می شده! پس چرا این قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار

    از فرماندهان واردن بوده و خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن

    اون از گالباتوریکس شکست می خوریم؟





















    m_hadi:باز گفت طویله بابا میگم این مش قربون یه چیز بهت بگه ها.

    ....استغفراله



    ...............اقا نه انصافا تو با اون شایعه سازی ها ی قبلیت منو زیر

    سوال میبری .اگه شک دارین از سفیرا بپرسین تازه به زبان باستانی هم بپرسین







    که نتونه دروغ بگه .............تازه کسی نگفت به طور کامل شکست خوردیم ...........این فقط یه شکست مقطعی بود ..............















    nepton:می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با

    این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟













    m_hadi:اولا که ناسودا کاری نمتونه بکنه چون من سفیر یکی از نزاد های الاگیزیا هستم .ثانیا ناسودا قدرتش رو نداره

    .....میپرسی چرا؟؟؟؟؟؟اها جوابت رو میتونی از کاترینا بگیری ...بگو قضیه ی الدوناری چیه بهت میگه ...









    nepton:آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟



















    m_had:اقا من اعتراض دارم کی به نپتون گواهی نقادی داده



    ....این پایه های اولیه ادبیات رو بلد نیست هنوز نمیدونه استعاره چیه

    .......داداش عزیز در این قسمت از امضا استعاره به کار رفته یعنی افتادن

    استعاره از مردن هستش .حالا که فهمیدی یه فاتحه براش بفرست مرد خوبی بود















    nepton:حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟













    m_hadi:بابا حرف رو یه بار میزنن دیگه مش قربون رفیقمه









    nepton:اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از

    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع

    برو امضات رو عوض کن.













    اm_hadi:ها این قسمت رو اخر جواب میدم چون باید غافل گیر شی









    nepton:آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟ تا هر وقت که عشقته ........

    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟مثل

    امضائ تو ............... آخرش

    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.

    .....اونطوری خیلی بد میشه دیگه کسی نیست نقد الکی بکنه ....

    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه.....توهین

    به سایت میکنی بگم بچه ها ی گمنام پایونییر بگیرنت ...... اگه باور

    نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه

    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه. ..............

    اون که میدونم خودمم















    nepton: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.



















    m_hadi:اخه ادم چی بگه تو مگه بیمه نداری یا اصلا من مگه ادار ه ی بیمه هستم ..............















    m_hadi:نتیجه کلی و جوابی که گفتم اخر سر میدم :بچه ها توجه کردین اخر

    امضامو گنگ نقد کرد همون جایی که میگه ...........وهمه ی اینا به خاطر ان

    کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود .....اگه گفتید چرا اها ........











    خب توجه توجه طبق بررسی ها ی من مش قربون سم اسب (همونی که براش فاتحه

    خوندید ) رو محکم کوبیده ..........تعجب کردید .....میگید پس چرا اسب

    افتاده .جوابش اینه که یک نفر اون رو دوباره شل کرده .











    بلهههههههههههه..........اما اون کیه .........من با قدرت جادوییم که

    کاترینا میدونه از کجا اوردمش لحظه ای که اسب تو اصطبل بوده رو روشن بینی

    کردم البته این یه نوع خیلی خاصی از روشن بینی هست ........اصطبل تارک







    بود نیمه ها ی شب شخص سیاه پوشی وارد اصطبل شد اول فک کردم اراگونه ...تعجب

    کردم گفتم ااین موقع کجا میخواد بره ....صدای پا نزدیک و نزدیکتر میشد نور

    ماه مقابل اصطبل اسب مورد نظر رو روشن کرده بود ناگهان .







    .........چهر ه ی اون شخص رو دیدم میپرسید کی بود .بلهههه اون نپتون بود

    زیر دست گالباتوریکس اومده بود تا به واردن ها صدمه بزنه ...........بله

    اون میخواست با متهم کردن من به جرم جاسوسی برای گالباتوریکس







    توجهات رو به من جلب کنه اما نمیدونست که قدرت من خیلی بیشتر از این حرفاست

    و....................ههههه........راستی نپتون به رییست گالباتوریکس (از

    بچه ها ی خودمونه ....خودش میدونه کیه) بگو به پیشنهادم







    فکرکنه من به این اسونیا تسلیم نمیشم

    .........











    بله و این بود نقشه ی شوم نپتون که من بر ملاش کردم .هههههه...اون هم با امضا م











    در ضمن امضامم عوض نمیکنم تا همه ی فروم بدونن تو زیر دست گالباتوریکس هستی









    پاسخ من به محمدهادی




    .چرا؟ ... به این دلیل که .زیرا .............فکر کردی منم مثل بقیه هم نه

    داداش ما خودمون نقد رو نقد میاریم ............ اولا...........

    ایول خوشم اومد که از خودت دفاع کردی و مثل محمد که دو روزه معلوم نیست کجاست فرار نکردی.



    nepton:آخه این دیگه چه جور امضایه می دونی برای نوشتن درمورد امضای تو چقدر کاغذ

    حروم کردم، نه می دونی. همین شما ها هستید که باعث از بین رفتن جنگل ها می

    شید و به طبع اون باعث آلودگی هوا می شید. اگه شماها نبودید که تهران این

    همه آلوده نمی شد، فقط بلدید منو حرص بدید ، ولش کن بریم سر اصل مطلب.



    m_hadi:بزار بچه ها قضاوت کنند تو کاغذ ها رو انداختی دو ر من چه کنم

    ...........خب میخواستی تو ورد بنویسی نه تو خجالت نمیکشی پس این همه تکنو

    لوزی رو واسه چی گذاشتن .گذاشتن که جنابعالی کاغذ حروم نکنی دیگه ...واقعا

    که

    ...........

    nepton:من که مثل شما ها غرب زده نیستم من به سنت پیشنیانم(حافظ و سعدی و ابو علی سینا و...) عمل می کنم



    nepton:بخاطر میخی نعلی افتاد؟ خب افتادنش قبول و ایرادی هم نمی تونم بهش

    بگیرم هرکس هم مشکلی داره به خودش مربوطه ولی تو از کجا می دونی که اون نعل

    مال اسب بوده نه مال الاغ مش قربون خب شاید مش قربون او نعل رو از یه میخ

    توی طویله آویزون کرده باشه تا کریسمس اون رو به الاغش هدیه کنه!

    m_hadi:اها خوب سوالی پرسیدی ..........از اونجایی میدونم نعل مال اسبه

    بود که خود مش قربون به من گفت تازشم خود مش قربون هم یه اسب داره هم یه

    الاغ ...............(داخل پرانتز مش قربون مسلمونه نه مسیحی)

    nepton:گیریم که نعل مال اسب مش قربون بوده می خوام بدونم اون که روش
    نشسته کی بوده من که احمق نیستم مش قربون که به مزدور گالبا توریکس اجازه
    نمی ده سوار کادوک که یه زمانی مطعلق به اراگون بوده رو نمی ده پس نتیجه
    اینکه تو می خواستی اون رو بدزدی پس هربلایی سرت اومده حقته.

    : nepton: پس نتیجه می گیریم که اون نعل از پای اسب نیافتاده و میخ روی دیوار طویله

    شل شده ونعل افتاده ولی در اون صورت افتادن اون سوار از روی اسب مجهول می

    شه که من یک فرضیه علمی در اون مورد دارم:



    m_hadi:نه اشتباه نتیجه نگیر اون بالا رو که خوندی پس خوب نتیجه بگیر افرین

    ..................معلمت چی میکشیده از دست تو ..............رابطه بدیهی

    که ..........

    nepton:تو به چه حقی به معلم من توهین می کنی معلم من پاک پاکه خجالت بکش.

    فرضیه نپتون مبنی بر افتادن نعل الاغ مش قربون:



    احتمالا اسبی به همراه سوارش( سواری به همراه اسبش) خیلی خوب، فقط بلدی منو جلو جمع ضایع کنی.



    داشتم می گفتم اسبه داشته از زیر دیوار طویله رد می شده که میخ شل می

    شه و با اسب زبان بسته برخورد می کنه که طی این برخورد اسب رم می کنه و

    سوار خودش رو زمین میزنه...

    m_hadi:چه گیری داده به طویله مش قربون ها

    .............بابا بزار خیال رو راحت کنم مش قربو نماینده ی ایرانیا تو جمع واردن ها بوده

    واردن ها هم که در حال حمله طویله نداشتن پس نظریت کاملا باطله ......بیشتر فکر کن رو نظزیه هات

    nepton:مسئله همینه دیگه خودت متوجه نشدی خونه مش قربون در بین راه واردن ها قرار داشته

    در ضمن حتی واردن ها هم برای نگهداری از اسب هاشون اسطبل دارن اگه باور نداری جلد 3 رو یک بار دیگه بخون تا بهت ثابت بشه.



    nepton:به خبری که هم اکنون به دست خبر گزاری نپتون نیوز رسیده توجه فرمایید:



    طی این حادثه دل خراش که 50مورچه، سوسک و عنکبوت کشته و زخمی شدند و 10

    نفر دیگر نیز مفقود شدند، سوار دچار شکستگی از ناحیه پا و اسبش نیز بعد از

    اون حادثه دچار شوک شده و چند تن از بهترین روان پزشکان در حال درمان وی

    هستد.



    m_hadi:نه واقعا تو خجالت نمیکشی

    چقدر شایعه سازی

    چقدر تهمت همین

    الان نمایندگان شریف سوسک ها مورچه ها و عنکبوت ها با من تماس گرفتند و

    گفتند همه ی اونایی رو که بی بی سی اوه ببخشیدخبر گزاری نپتون گفته مردن در

    صحت و سلامت کامل به سر میبرن ..................واقعا که نپتون تو برای

    منافعت چه کارا که نمیکنی

    nepton:ها فکر کردی همی خبرهای خبر گذاری من معتبر هستن و این اطلاعات از یک منبع موثق یعنی خود اراگون به دست من رسیده

    اراگون زمانی که داشته با ذهنش اطراف محل حادثه رو می گشته متوجه این طلفات می شه.



    nepton:خب حالا تو از کجا می دونی که جنگ بخاطر زمین خوردن اون سوار بخت برگشته

    شکست خورده اون بیچاره که کاری به کار جنگ نداشته فقط داشته از جلوی طویله

    مش قربون رد می شده! پس چرا این قدر چرت و پرت تحویل ما می دی که اون سوار

    از فرماندهان واردن بوده و خورده زمین و پاش اوخ شده و ما بخاطر زمین خوردن

    اون از گالباتوریکس شکست می خوریم؟



    m_hadi:باز گفت طویله بابا میگم این مش قربون یه چیز بهت بگه ها.

    ....استغفراله

    ...............اقا نه انصافا تو با اون شایعه سازی ها ی قبلیت منو زیر

    سوال میبری .اگه شک دارین از سفیرا بپرسین تازه به زبان باستانی هم بپرسین



    nepton:حالا چرا اینقدر جوش می زنی طلا که پاکه چه منتش به خاکه

    اگه راست می گی به جای طفره رفتن و عصبانی شدن جواب بده

    آدم اگه حق باهاش باشه که از کوره در نمی ره.

    که نتونه دروغ بگه .............تازه کسی نگفت به طور کامل شکست خوردیم ...........این فقط یه شکست مقطعی بود ..............





    nepton:می دونی اگه ناسوآدا بفهمه که تو جاسوس گالباتوریکسی و می خوای با

    این شایعه ها روحیه واردن ها رو پایین بیاری اعدامت می کنه؟



    m_hadi:اولا که ناسودا کاری نمتونه بکنه چون من سفیر یکی از نزاد های الاگیزیا هستم .ثانیا ناسودا قدرتش رو نداره

    .....میپرسی چرا؟؟؟؟؟؟اها جوابت رو میتونی از کاترینا بگیری ...بگو قضیه ی الدوناری چیه بهت میگه ...



    خودت اعتراف کردی که یه ریگی به کفشته چون اگه بی گناه بودی که نگران تنبیه شدن نبودی



    خب اگه انسان نباشی5 حالت وجود داره.

    کوتوله: اگه کوتوله باشی نیازی به ناسوآدا نیست خود اوریک حسابت دو می رسه

    الف: من بعید میدونم توالف باشی چون الف ها به واردن خیانت نمی منن پس این فرضیه منتفیه

    اورگال: اگه اورگال باشی هم تنبیهت زیر نظر ناسوآدا هست پس حالت رو می گیره

    رازاک: اگه رازاک باشی که تکلیفت روشنه چون رازاک ها تحت امر گالباتوریکسن

    اژدها: سفیرا که نیستی پس یا شرویکن هستی یا تورن که او دو تا هم به گالبا توریکس خدمت می کنن

    nepton:آخه کجای دنیا سرنوشت جنگ رو با افتادن یه نفر از روی اسب تعیین می کنن مگه خروس جنگیه که هرکی زود تر افتاد می بازه؟

    m_had:اقا من اعتراض دارم کی به نپتون گواهی نقادی داده

    ....این پایه های اولیه ادبیات رو بلد نیست هنوز نمیدونه استعاره چیه

    .......داداش عزیز در این قسمت از امضا استعاره به کار رفته یعنی افتادن

    استعاره از مردن هستش .حالا که فهمیدی یه فاتحه براش بفرست مرد خوبی بود



    من از بچگی ادبیاتم خوب نبوده ولی

    چه ربطی داره من گفتم با افتادن یه نفر نمی شه سرنوشت یه جنگ رو تعین کرد اشاره ای به زنده موندن یا مردن سوار نکردم

    پس اگه می خوای نقد کنی درست نقد کن.



    nepton:حالا از این ها گذشته تو چیکار به مش قربون داری ؟ اون بیچاره چه هیزم تری به تو فروخته؟



    m_hadi:بابا حرف رو یه بار میزنن دیگه مش قربون رفیقمه

    یه چیزی بگو آدم باور کنه



    nepton:اصلا می دونی چیه اون دوست داشته میخ رو شل بکوبه به دیوار طویلش از

    قدیم گفتن چهار دیواری اختیاری حالا هم تا من از این عصبانی تر نشدم سریع

    برو امضات رو عوض کن.



    اm_hadi:ها این قسمت رو اخر جواب میدم چون باید غافل گیر شی



    nepton:آخه من تاکی باید برای این امضاهای مسخره شما وقت خودم رو حروم کنم؟ تا هر وقت که عشقته ........

    چرا شما یه امضای درست پیدا نمی کنید، چرا من رو اینقدر حرص می دید؟مثل

    امضائ تو ............... آخرش

    امضای من که عکسه اول و آخر نداره(ضایع شدی)

    از دست شما ها سکته می کنم و شما می مونید و یه سایت بدون بازدید کننده.

    .....اونطوری خیلی بد میشه دیگه کسی نیست نقد الکی بکنه ....

    چرا هست محمد علی(مهمد هادی)(ضایع شدی)

    آخه اگه من نباشم هیچکس یه نگاه هم به این سایت فکسنی نمی ندازه.....توهین

    به سایت میکنی بگم بچه ها ی گمنام پایونییر بگیرنت ......

    نه بر و بچ پایونیر همه با جنبه هستن از این کار ها نمی کنن

    اگه باور نداری برو توی قسمت لیست اعضا نگاه کن چند نفر بعد از من ثبت نام کردن، اگه

    باز هم باور نکردی یه نظر سنجی بذار تا بفهمی محبوب ترین عضو سایت کیه. ..............

    اون که میدونم خودمم

    آره ولی اول از آخری

    nepton: اگه من سکته کردم تقصیر محمد هادیه خرج بیمارستان هم یه عهده ی خودشه.

    m_hadi:اخه ادم چی بگه تو مگه بیمه نداری یا اصلا من مگه ادار ه ی بیمه هستم ..............



    nepton:از اونجایی که من از دست تو سکته کردم پس بیمه جناب عالی باید خرج بیمارستان رو بده

    بیمه که داری؟ بگو که داری!



    m_hadi:نتیجه کلی و جوابی که گفتم اخر سر میدم :بچه ها توجه کردین اخر

    امضامو گنگ نقد کرد همون جایی که میگه ...........وهمه ی اینا به خاطر ان

    کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود .....اگه گفتید چرا اها ........

    خب توجه توجه طبق بررسی ها ی من مش قربون سم اسب (همونی که براش فاتحه

    خوندید ) رو محکم کوبیده ..........تعجب کردید .....میگید پس چرا اسب

    افتاده .جوابش اینه که یک نفر اون رو دوباره شل کرده .

    بلهههههههههههه..........اما اون کیه .........من با قدرت جادوییم که

    کاترینا میدونه از کجا اوردمش لحظه ای که اسب تو اصطبل بوده رو روشن بینی

    کردم البته این یه نوع خیلی خاصی از روشن بینی هست ........اصطبل تارک

    بود نیمه ها ی شب شخص سیاه پوشی وارد اصطبل شد اول فک کردم اراگونه ...تعجب

    کردم گفتم ااین موقع کجا میخواد بره ....صدای پا نزدیک و نزدیکتر میشد نور

    ماه مقابل اصطبل اسب مورد نظر رو روشن کرده بود ناگهان .

    .........چهر ه ی اون شخص رو دیدم میپرسید کی بود .بلهههه اون نپتون بود

    زیر دست گالباتوریکس اومده بود تا به واردن ها صدمه بزنه ...........بله

    اون میخواست با متهم کردن من به جرم جاسوسی برای گالباتوریکس

    توجهات رو به من جلب کنه اما نمیدونست که قدرت من خیلی بیشتر از این حرفاست

    و....................ههههه........راستی نپتون به رییست گالباتوریکس (از

    بچه ها ی خودمونه ....خودش میدونه کیه) بگو به پیشنهادم

    فکرکنه من به این اسونیا تسلیم نمیشم

    .........

    nepton: خب اسباب رسوایی خودت روفراهم کردی راگون روی من یه طلسم قرار داده که نم زاره کسی من رو روشن بینی کنه

    حالا اعتراف کن این اراجیف رو از کجا آوردی تا ذهن واردن ها رو منحرف کنی؟

    بله و این بود نقشه ی شوم نپتون که من بر ملاش کردم .هههههه...اون هم با امضا م

    در ضمن امضامم عوض نمیکنم تا همه ی فروم بدونن تو زیر دست گالباتوریکس هستی

    nepton:باشه نگذار امضات تا ابد مهر ننگی بر اعمل پلیدت باشه

    تا همه بدونن که تو چه موجود (رازاک) پلیدی هستی



    برای برطرف کردن شبه هایی که درمورد هویت محمد هادی به وجود آمده عرض
    می کنم که تمامی این مکالمات یک نمایش نامه بود که به دستور ناسوآدا برای
    بالا بردن روحیه واردن ها نوشتم و محمد های فقط یک بازیگر بوده و نه تنها
    جاسوس نیست بلکه یکی از بزرگترین منحد های وارد هست
  5. #14
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    e=mc2:mohamad mahdiانرژی مساویست با جرم ضربدر سرعت...



    خب محمدعلی جرات کردی من رو به
    مبارزه بطلبی!!! فکر کردی من از پس او امضای مسخره جناب عالی بر نمی آم( ) حالا کاری کنم که سه سوت امضات رو عوض کنی و دیگه جرات نکنی من رو به مبارزه بطلبی.



    برای مفهوم تر شدن این نقد از چندی از کارشناسان و اساتید دانشگاه
    هاگوارت خواهش کردم چند آمار تهیه کنن تا اون ها رو نمایش بدم. درضمن تمامی
    این آمار واقعی بوده و مورد تائید اساتید داشگاه آکسفورد قرا گرفته.



    فقط من هر قسمت امضات رو به صورت جدا گانه نقد می کنم اول متن امضا



    e=mc2انرژی مساویست با جرم ضربدر سرعت



    من باز هم برای مخالفت شدید برگشتم مخصوصا که احساس می کنم به من و اعضای سایت توهین شده،
    اخه این چه جور امضایه اون هم توی یه سایت فرهنگی – کتابی بچه های مدم
    میان اینجا از درس و مدرسه رها بشن اونوقت یه نفر مثل محمد علی پیدا میشه
    یه همچین امضایی میزاره اون وقت هرکی امضای تو رو ببینه فکر می کنه این
    سایت علمی فرهنگیه و این باعث می شه تا آمار باز دید از سایت کم بشه این هم
    نمودارش:




    قسمت دوم









    حالا اصلا اون رو بیخیال این جا یه سایت فرهنگیه ما باید فرهنگ های خوب
    رو به دیگران آموزش بدیم اون وقت جناب عالی تو امضای خودت عکس موی فشن
    گذاشتی.
    جوون مردم که این رو ببینه دوست داره خودش رو مثل او در بیاره. حالا تو
    بگو وقتی پدر و مادرش بفهمن که تقصیر سایته، دیگه اجازه می دن اون ها به
    سایت بیان؟ و باز هم آمار بازدید سایت پایین میاد.




    قسمت سوم








    حالا بخش سوم امضای جناب ، ما تا کی به جای پیشرفت باید پس رفت کنیم.هان!!!
    تو با این عکس باعث پس رفت مدارس وسازمان ها و ارگان های آموزشی شدی اگه
    یه مسئول بیاد توی این سایت و به جای عکس تخته وایت بورد عکس تخته سیاه
    ببینه، به جای تخته های دیجیتال دوباره تخته سیاه رو میاره روی کار، حالا
    اینکه مشکل نیست مشکل از جایی شروع می شه که اعضای سایت بفهمن کار تو بوده
    اون وقت بازم آمار بازدید از سایت پایین میاد. حالا آمار هیچی اگه توی یه
    کوچه خلوت گیرت بیارن حسابتو می رسن.




    قسمت چهارم








    آخه تو که حسود نبودی محمد علی جان. تو که بد این سایت رو نمی خواستی.چراااااا؟ چراااااا؟
    با ما این کار رو می کنی به نظر خودت اگه یه نفر بیاد توی سایت و قسمت
    چهارم امضای تو رو ببینه ، در جا چشماش چهار تا نمیشه و سکته نمی کنه، من
    خودم اولین باری که امضات رو دید، یه سکته خفیف کردم و زبونت لال، زبونت
    لال نزدیک بود...( می رن آدما، از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه...)
    زبونتو گاز بگیر. کجا بودیم؟ آهان، داشتم می گفتم: اون وقت آمار باز دید
    سایت میاد پایین که هیچ آمار مرگ و میر سایت هم می ره بالا، و در سایت رو
    به خاطر ترور کردن جوون های مردم، تخته می کنن حالا اون رو هم ولش کن خودتو
    هم به جرم ترور کردن نخبه ها اعدام می کنن.






    پ.ن: حالا دیگه خودت می دونی من اگه جای تو بودم قبل از ینکه از سایت اخراج بشم امضام رد عوض می کردم.



    پ.ن: درضمن حق مشاوره من یادت نره. می دونی که من زندگیت رو نجات دادم.
  6. #15
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    mohammad mahdi:چرا همه تقصیر رو گردن انیشتن میندازن؟...



    با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز دیروز که داشتم برایی لیلی نقد می
    نوشتم چشمم به یه نقد در مورد امضای قلبی محمد مهدی که قبلا نوشته بودم
    افتاد و تصمیم گرفتم اینجا قرارش بدم امیدوارم خشتون بیاد



    چرا همه تقصیر رو گردن انیشتن میندازن؟ اولین شخصی که هسته اتم رو شکافت اتوهاما بود. یه دانشمند آمریکایی

    انیشتن عشق فیزیکی من فقط و فقط گفت، می شه از یه ماده مقادیر زیادی از انرژی بدست آورد.







    چرا همه تقصیر رو گردن انیشتن میندازن؟



    خوب معلومه دیگه چون نابغس و از اونجایی که نوابغ جزو اقلیت محسوب می
    شن و ما اکثریت ها هم چون فقط زورمون به همین اقلیت ها می رسه همه کاسه
    کوزه ها رو سر اونها می شکونیم مثلا نیوتن که جزو نوابغ واقعی بود نه از
    این جوانک های تازه به جشنواره خوارزمی رسیده مثل انیشتن
    رو می خواستن بخاطر کشف کردن شکل هندسی زمین اعدام کنن. پس همین طور که می
    بینی این جور تبعیض ها از گذشته تا کنون وجود داشته پس به جای حرص خوردن
    برو خدا رو شکر کن که انیشتن رو اعدام نکردن وگرنه ما بدون قانون نسبیت تا
    حالا نسلمون منقرض شده بود.







    انیشتن عشق فیزیکه من؟!؟!؟!





    دقیقا معنی این جمله یعنی چی؟



    یعنی شما عاشق جسم یا بهتر بگم عاشق مغز انیشتن هستی تا بعدا اون رو به خودت پیوند بزنی و باهوش بشی
    و از لحاظ روحی، روانی و معنوی برای اون دانشمند و عالم عالی قدر تره هم
    خورد نمی کنی یا اینکه عاشق علم فیزیک هستی و برای اینکه انیشتن دو تا حرف
    قلمبه سلمبه زده که هنوز دانشندان زمان هم معنی حرفشون رو نفهمیدن از اون
    خوشت می آد؟ هان!



    حالا بخاطر این که ضایع بشی و اینقدر از این یارو انیشتن طرفداری نکنی
    بهت می گم که این نظریه e=mc2رد شده آره داداش دیگه نظریه های انیشتن جونت
    هم از درجه اعتبار ساقط شده حالا می تونی همه نظریه هاشو بذاری در کوزه
    آبشو بخوری.







    انیشتن فقط و فقط گفت که میشه از یه ماده میشه مقادیر زیادی انرژی بدست آورد.





    چشم بسته غیب گفته!!! اینو که حتی مادربزرگ منم می دونه آی کیو به همین
    خاطر همیشه قبل از امتحان می گفت کشمش بخورم تا انرژی داشته باشم به
    سوالات جواب بدم .



    نمی دونم شاید انیشتن بهش گفته از کشمش می شه انرژی گرفت وگرنه مادربزرگ من نه دانشمنده نه فیلسوف که از این چیزا سردربیاره.







    اولین کسی که اتم رو شکافت اتوهاما بود. یه دانشمند امریکایی





    خدا خیرش بده یه انرژی نسبتا پاک رو برای استفاده بشر دست و پا کرد این
    چه دخلی به انیشتن جونت داره نکنه می خوای بگی اگه انیشتن نبود اتوهاما
    نمی فهمید می شه از اتم انرژی گرفت؟ نه بابا از این خبرا نیست اگه انیشتن عرضه داشت خودش اتم رو می شکافت از قدیم گفتن ز عمل کار برآید به سخندانی نیست.



    آره داداش دیگه هم اینقدر تن این بیچاره رو تو گور نلرزون مردم از بس ضایعش کردم.
  7. #16
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    nepton:اگه توی زندگی به دری رسیدی که ...

    این نقد امضای خودمه چون نام کاریم توی این سایت آرتور هست گفتم اطلاع بدم نگید نگفتی





    تصمیم به عمل آوردم(نه منظور به
    عمل آوردن گل نیست اگه بخوای تا آخر مقاله ی من اینجوری بپری توی حرفم
    حالتو می گیرم حالا بشین و بخون و دیگه حرف نزن آفرین پسر گلم) از ذوق هنری
    و استعداد بی بدیر، احساسات بی نظیر، دست به قلم بی حریف و از این
    خوزهبلات خودم در نویسندگی استفده کنم و یک سریمقالات علمی - آموزشی درمورد امضا های کاربرها بنویسم اول هم از امضای خودم شروع کردم.











    اگه توی زندگی به دری رسیدی که بسته بود نا امید نشو چون اگه قرار بود همیشه بسته بمونه به جای اون یک دیوار می ساختند.







    بزارین از اول یه چیزی رو روشن کنم، من، بنده کلا مخالفم، من اصلا با
    این امضا مخالفم. اصلا این دری که یه قفل کتابی بزرگ بهش زدن که علی بابا و
    چهل دزد و رابین هود هم از پس باز کردنش بر نمیان در کجا هست در خونه هست،
    در مغازهست، در اداره هست در چیه.







    اگه در خونه هست به تو چه آخه تو کار مردم فضولی می کنی آخه می خوای
    بری توخونه مردم که چی بشه، هان!!! یارو دلش خواسته در خونشو ببنده چهار
    قفلش کنه تو رو سننه؟؟؟؟







    اگرهم در مغازس از این دو حالت خارج نیست یا گرون فروشی کرده مغازشو
    پلم کردن، یا شاید... ببینم تو یه نگاه به ساعتت انداختی، آخه کدوم مغازه
    داری ساعت چهار عصر مغازش بازی که این دومیش باشه، هان!!!







    اِاِاِ یه علف بچه یک ساعت آزگار مارو علاف کرده که بگه نا امید نشید
    دو ساعت دیگه مغازه بازمیشه می تونید برید چبپس و پفک بخرید. آخه مردم
    آزاری تا چه حد لااقل قدیم ها مردم می خواستن مزاحم بشن زنگ میزدن به تلفن
    مردم توش فوت می کردن یا فوق فوقش می رفتن محله پایین زنگ در خونه ها رو
    میزدن و فرار می کردنو حالا چی یه نفر مارو دوساعت علاف کرده که یه مغازه
    دار مغازشو بسته رفته خونش بخوابه. خجالت هم خوب چیزیه!!!!!!!!







    حالا اگه اداره ای شرکتی چیزی باشه این هم دوحالت داره یا ساعت کاری
    تموم شده یا اینکه رئیسه کلاه بردار بوده حالا هم اون ور آب داره حالشو می
    بره، واقعا که حالش برای اون ها باشه جون کندن نوشتنش برای ما، اخه یکی
    نیست بیاد بگه، با مرام، خدا رو خوش میاد دو کلمه دو کلمه از توی مغز ناقص
    در حال انفجار هسته ای با قدرت تخریبی 39/13(سیزده ممیز سی و نه)کیلومتری
    خودم بیرون بکشم، اون وقت جناب عالی توی خونه ویلایی خودت توی جزایر قناری
    روی مبل لم بدی زهر حلائل(آب پرتقال سرشار از ویتامین ث) نوش جان کنی و
    برنامه ویتامین ث رو از شبکه سه نگاه کنی. مرد هم مردای قدیم.







    اگه به جای کلاه برداری از خلق الله اون شرکتو می کوبیدی و جاش برج می
    ساختی حالا هم توی مملکت خودت بودی هم دوبرابر او کلاه گذاشتنا پول درآورده
    بودی. نه من می خوام بدونم تو اصلا می دونی خونه متری چنده ؟؟؟؟؟؟ هان!!!!








    حالا هم دیر نشده برگرد پول مردمو پس بده من خودم از همه شاکی ها برات
    رضایت می گیرم بعد اون شرکتو بکوب جاش برج بساز بعد هم توی خونه لم بده و
    کتابای کارآموز رنجر و بخون و حالشو ببر. وااااالا!!!!







    خوب دیگه بسه هرچی خندیدید من دیگه دستام دردگرفت خدا حافظ.





    حالا گریه نکن باز هم می نویسم آفرین پسر خوب.









    پ.ن: راستی شماره حسابمو برات ایمیل می کنم تا حق وکاله و حق مشاورمو بریزی حسابم







    پ.ن2: در ضمن هرکی خوشش نیومد به خودش مربوطه وحق نداره اذهان عمومی رو
    مشوش کنه ولی از اونجایی که من به نظرهای اقلیت ها اهمیت میدم
    اگه ده نفر بگن که دیگه افکار مشوش و متناقض نمای خودم رو با شما درمیون
    نمی زارم و میرم اون ورآب. درضمن این ده نفرو باید ده نفر انسان عاقل و
    بالغ و عالم به اصول نگارش فنی وتخصصی تائید کنن و صد البته او ده نفر رو
    هم من باید تائید کنم و طبق قانون نانوشته نیوتن مبنی براینکه هیچ کس نمیگه
    ماست من ترشه من هم اون هارو تائید نمیکنم. پس به جای اتلاف وقت گران بهاتون می تونید منو تحمل کنید.
  8. #17
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    mohammad:در اوج بی نظمی هم نظمی نهفته است...

    بعضی ها فکر می کنن من از اوت دسته آدم ها هستم که برای دیگرتن پارتی
    قائل می شن ولی محض اطلاعات عمومیشون عرض می کنم که نه عزیزم ما از اون
    خانواده هاش نیستم.(هاهاها) یه بار دیگه وسط نوشتن من خندیدی من می دونم و
    تو. خب کجا بودیم.آهان، همون طور که گفتم من برای کسی پارتی قائل نمی شم
    ولی... آدم که از فردای خودش خبر نداره به هر حال باید یه توشه ای چیزی جمع
    کیم که اگه فردا پس فردا کارمون گیر اون افتاد هوا مونو داشته باشن.









    من از وقتی که مجموعه سرزمین اشباح رو خوندم یه نمه از خون آشاما خوشم
    اومده، به همین خاطر روی محمد رو زمین بندازم، باشه داداش برای تو می نویسم
    ولی یه الدوناری برات خرج بر می داره ها(جو وراثت) .









    در اوج بی نظمی هم نظمی نهفته است...









    خب اند باب امضای محمد، آقا اول معنی نظم چیهخب معلومه دیگه یعنی نظم هه هه هه) مزه نپرون.





    اصلا ولش کنین این جنبه نداره، خب معنی بی نظمی چیه: خب معل...) حرف
    نزن که مثل مجری برنامه فرش سفید(شیشتایی های قدیم) می کوبم دهنت خودم زبون
    دارم صحبت می کنم.





    کلمه بی نظمی جرء اون دسته از کلمات سخیفیه که از زبان های بیگانه وارد
    زبان فارسی شده، چند وقت پیش با چندی از اساتید و علمای زبان شناس و
    تاریخدان در مورد ریشه کلمه بی نظمی و چگونه گی ورود این کلمه سخیف به زبان
    شیرین تر از عسل و تلخ تر از نیش زنبور فارسی(در این جا منظور از تلخ تر
    از نیش زنبور کتاب زبان فارسیه) جلسه ای داشتم.









    یکی از تاریخدان های حاضر در جلسه تاریخچه به وجود آمدن این کلمه و
    نحوه ی ورود آن به زبان شیرین تر از عسل و تلخ تر از نیش زنبور فارسی رو
    برای ما شرح داد که در بند بعد متن کامل صحبت ایشون رو می تونید بخونید.









    تقل قول از استاد تاریخ معاصر و نحوه ی ورود کلمات سخیف به زبان شیرین تر از عسل و تلخ تر از نیش زنبور فارسی:





    طبق کاوش های باستان شناسان ماقبل بعد
    از تاریخ واژه بی نظمی کلمه ای منعلق به قوم مایاهاست که در زمان ظهور
    اولین پرتو ستاره شمالی از سمت غرب به زبان شیرین تر از عس...(بسه دیگه چقد
    اینو میگی سرمون درد گرفت) هی گوش کن ببین چی میگم من او نپتون نیستم که
    هرچی بگی به روی خودم نیارما یه بار دیگه بپری وسط حرفم همچین می کوم دهنت
    که دیگه بلندنشی!!! خب عزیزانم کجا بودیم (داشتید در مورد زمان ورود کلمه
    بی نظمب به زبان فارسی صحبت می کردید استاد.) آهان بله خلاصه وارد زبان
    فارسی شد دیگه شما هم به چند و چنش کاری نداشته باشید.





    و در مورد نحوه ی به وجود آمدن کلمه بی نظمی خب طبق کاوش های باستان
    شناسان لوح هایی کشف شده و طبق آن معلوم شد که این کلمه توسط جمعی از
    مادران خوش صحبت و غیبت گو در زمان جلسات هفتگی پاک کردن سبزی اختراع شده و
    به فرزندانی که اتاق های نامرتبی داشتند اتلاق می شد.

    در آن زمان برای آموزش نظم به کودکان، مادران فرزندان بی نظم را به سخت
    ترین اشکال ممکن شکنجه می کردند مانند جارو کردن خانه مرتب کردن اتاق و
    شستن ظرف ها و در مواقعی که فرزندان ادب نمی شدند از نوعی شکنجه که از آن
    به عنوان آخرین حربه یاد می شده استفاده می کردند که طی آن فرزندان یک تا
    شش ماه از خواندن کتاب های کارآموز رنجر محروم می شدند که شکنجه بسیار خشن و
    غیر اخلاقی بوده است.









    ااااه هر چقدر حرف زدی بسه بقیشو خودم تعریف می کنم حوصلم سر رفت ار بس گوش دادم.









    طبق گفته این کارشناس عالی قدر در منظر زبان شیرین تر از عسل و تلخ تر
    از زبان زنبور(بازم شروع شد) بازم که پریدی وسط حرفم(ببخشید) خواهش می کنم.
    خلا صه، در این زمان بود که فرزندان این تمدن بزرگ تصمیم به مقابله با این
    گروهک تروریستی مادران گرفتند و طی جلسه ای در هنگام بازی گرگم به هوا
    گروهکی زد تروریستی برای مقابله با مادران دلسوز و فداکار تشکیل دادند و
    شروع به ایجاد بی نظمی در اتاق ها و خانه هایشان کردند و زمانی که مادران
    دلیل این کار ها را از آنان جویا می شدند آنها پاسخ می دادند:در در اوج بی
    نظمی هم نظمی نهفته است.





    و این گونه بود که جدال بالا گرفت و قتل کشتار باعث انقراض تمدن مایاها شد.









    و دلیل این انقراض که سال ها جزء بزرگ ترین معما های بشر بود، توسط
    پروفسور تاریخدان معاصر... و جمعی از باستان شناسان خوش نام و بد نام موصوم
    به ت.ب.خ.ب (تاریخدان و باستان شناسان خوش نام و بد نام ) کشف شد











    پ.ن: این مقاله یکی از معتبر تیرین مقالات علمی در مورد قوم مایاها است
    و توسط اساتید دانشگاه هاگوارت تائید شده است. پس هیچ حرفی توش نیست











    پ.ن2: در ضمن طبق تحقیقات محمد هم جزء گروهک ضد تروریستی بوده و تحت
    تعقیب اینترپل(پلیس بین الملل)هست در صورت مشاهده او توی سایت آرامش خود
    راحفظ کرده و با پلیس تماس بگیرید.
  9. #18
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    نقد امضایVartan




    لیدیز اند جنتل من(محظ اطلاع انیشتن های سایت می گم همن آقاین و خانم های خودمونه) به اطلاع جمیع حضار، چه حاظر و چه غایب سایت پایونیر لایف می رسانم که منتقد

    اعظم
    (منظورم اعظم نبود این یعنی بزرگ)nepton خان آتلانتیس ابادی( خودمم دیگه اخه شما ها چقدر خنگید) تصیم به عمل اوردم که که سایت جدید رو با

    انقاد(جمع نقده انیشتن های آینده) خودم منور(منظورم اون یکی منوره که نور نداره) فرمایم و به طور کلی یه حالی به شما نقد دوستان پایونیر لایفی بدهم.




    قبل از شروع نقد دوست عزیز سیگار و گیتار به دستمون باید اعلام کنم از اونجایی که من شناخت زیادی از شما دوستان حدید ندام پس نمی تونم برای شما نقد بنویسم مگر اینکه درخواست بدید چون ممکنه

    بعضی ها از شوخی های صد در صد فرهنگی و دارای مجوز از سازمان فرهنگی اسلامی سایت پایونیر لایف زیاد خوششون نیاد و بعدا برام دردسر بشه و منم که با این طبع لطیف حوصله دردسر ندارم، دارم؟





    خب حالا زمان اون رسیده که جمله معروفم رو بگم:از هرچه بگذریم سخن نقد خوش تر است




    حالا من ماندم و من ....آهای... منم هستم آرش جان، سمت چپت رو نگاه کن.. نه چپ اونورته نه این ور... آهان الان منو می بینی دادرم برات دست تکون می دم...

    آره خودمم ... دیدی منم هستم




    جناب ارش جان اشتباه نکن من ماندم و من غلطه در سنتش اینه من ماندم و نپتون، یعنی تو ماندی و من...




    فکر کردی به همین سادگی می تونی سر من کلاه بگذاری و پول منو بخوری یه عرق نعنا هم روش برای جلو گیری از دلدرد و بعد هم فرار کنی و یه مدت تنا باشی تا آب ها از آسیاب بیفته؟




    هه فکر کردی نپتون بوووووووووووقه از مادر زاده نشده سر منو کلاه بگذاره وعد در بره من خودم ختم همه کلاه بردارا هستم( در اینجا ختم یعنی مراسمس که بعد از مرگ کلاه بردارانی که پوا منو دزدین

    براشون برگذار می کنم)




    مورچه از زیر دست من نمی تونه در بره چه برسه به تو که واسه خود یه پا فیلی( غزل منظورم تو نیودی ها اون یکی فیل رو گفتم چون رش هم از لحاظ وزن و هم از احاظ اندازه با فیل شباهت بسیار عجیبی داره

    خب اینکه از موش هم می ترسه که دیگه نور الا نوره دیگه)





    گیتارو،سیاگارو تنهایی




    قبل از اینکه ای تحس رو باز کنیم و به قول دوست عزیز و مریضم که شما نمی شناسیدش بشکافیمش علل و دلایل گرایش جوانان به سمت اعتیاد و کارهای خلافی مثل کلاه برداری رو مورد برسی قرار بدیم.




    خب همون طور که می دونید ما الان قرار علل کشیده شدن جوانانی مثل آرش رو به سمت کارهای خلاف برسی کنیم و بفهمیم چرا افرادی مثل ارش بجای اینکه باعث لفتخار خوانودش بشه به سمت کلاه

    برداری رو میاره و خودش و خانودش رو اینگونه بی آبرو و خوار و ذلیل و پست و حقیرو و..... می کنه؟




    نتیجه ای که من و منتقدان و دانشمندان هم طرازم بعد از ساعت ها تفکر و تعمل و تدبر و تعقل و رجوع به کتاب های مرجع و تحقیقات دیگر دانشمندان هم عصر و غیر هم عصر و هم چنین انجام آزمایشان

    بسیار به اون رسیدیم به شرح زیر بود که من یه صورت یک سوال تستی اون رو مطرح کردم تا شما حدس بزنید که کدام گزینه ماسته و کدام یکی دوغه:




    اصلی ترین عامل ارتکاب جرم در جوانان........................می باشد.





    الف) صرفا جهت رو کم کنی از دوستان نا باب.


    ب) صرفا جهت پر کردن اوقات فراقت.


    ج)صرفا جهت اطلاع.


    د) صرفا جهت دروری از فقر و تنگدستی و رو آورن به مرض ثروت مندی.





    لطفا پاسخ خود را به سامانه 30000nepton1616ارسل فرمایید و در قرعه کشی این دوره مسابقات نقد نپتون شرکت کنید و جوایز ارزنده آن به شرح زیر می باشد




    نفر اول: یک نقد شاختار شکن


    نفر دوم: یک نقد نیمه ساختار شکن


    نفر سوم: یک نقد غیر ساختار شکن





    ههون طور که حتما همتون درست حدس زدید گزینه در ست گزینه دال هست یعنی دوری از فقر و تنگدستی... حتما این مثل نسبتا قدیمی به گوشتون خورده که می گهنیاز، مادر

    اختراعه
    پس این دوست نه چندان باب ما برای برطرف کردن نیازش این شغل کاذب رو اختراع کرده و خانواده های زیادی رو بدبخت کرده






    نتیجه ای کاره یعنی دزدی کلاه برداری و گشتن با دوستان ناباب این شده که کارش به اعتیاد کشده و تا خدی پیش رفته که کارش به خوابیدن در کنار خیابان والتماس برای یک که سیاه کشیده





    البته التماس که نه چون این دوست نه چندان بابمون یک عدد گیتار داره که خیلی دوستش داره اون این گیتار رو نداشته کلاه ها رو بر میداشته باباش بهش عیدی داد یه گیتار گل منگلی داد





    داشتم می گفتم این دوست نه چندان بابمون یک عد گیتار داره که با اون توی خیابون ها آهنگ می زنه تا به جای یک سکه سیاه یک سکه خاکستری گیرش بیاد.





    و این بود سرنوشت یک کلاه بردار.









    پایان





    پ.ن1:شرمدنه ارش جان این امضا مخصوصا بخش سیگار و گیتارش خیلی نقد خورش ملس بود ولی چون یکی درگیرم و هم زمان یه پروژه تایپ هم دارم و انگشتام در حال کنده شدن می باشن زیاد حس و حال

    تایپ نداشتم یکم از سرو تهش زدم( به کسی نگی ها وگر نه به جرم کم فروشی می گیرنم)






    پ.ن2: آرش جان من یه کمپ ترک اعتیاد سراغ دارم اگه قول بدی بری و ترک کنی قول می دم یه آموزشگاه دو دهنه موسیقی توی آتلانتیس بهت می بخشم تا از استعداد بی بدیر خودت استفاده کنی.





    پ.ن3: اینو فقط بچه های پایونیر گدوپی بخونن چون لایف گیتی ها خودشون رو هم که بکشن منظورم رو نمی فهمن و ضایع می شن نگی نگفتی ها.


    بچه ها من همین الان یه کاندیدای خوب برای خرزو پیدا کردم، مجید اگه می خوای زیر اره برقی نردی سفت بچسبش نگذار در بره






    پ.ن4:دوستان لایف گیتی اگه می خوان از قضیه مهسان و خرزو و اره برقی مطلع بشن یک از اعضای پایونیر گروپ رو توی یه کوچه بم بست گیر بندازن و اونقدرگوششو بپیچونن تا اعتراف کنه







    تا نقدی دیگر بدروووووووووووووووووووووو ووووووووووووود
    ویرایش توسط nepton : 2013/08/18 در ساعت 12:20
    برای دریافت فصول کتاب های [SIZE=4][COLOR=#0000ff][B]مسابقات عطش[/B][/COLOR][COLOR=#000000][B][SIZE=2] و[/SIZE][/B][/COLOR][COLOR=#0000ff][B] جلد پنجم آشیانه افسانه[/B][/COLOR][/SIZE] به صورت اسکن به وبلاگ من مراجعه کنید

    [CENTER][URL]http://nepton13.rozblog.com/[/URL][URL="http://nepton-blog.persianblog.ir/posts"]

    [/URL]
    [/CENTER]
    [sa][CENTER][IMG]http://s5.picofile.com/file/8129557034/ERT.jpg[/IMG][/CENTER]
    [/sa]
  10. #19
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    نقد امضای khdragon



    وقتی می بینی طرفت دیگه به هیچکدوم از رفتارات اعتراض نمی کنه، فکر نکن آدم ایده آلی شدی.این زنگ خطره. داره نسبت به تو بی تفاوت می شه. بفهم.
    معلمی برای سفید بودن برگ نقاشی ام مرا تنبیه کردو همه به من خندیدند......اما من خدایی را کشیده بودم که همه میگفتند دیدنی نیست.






    به نام آغاز گر نقدها




    دروودی چو بوی خوش جوراب های نشسته مجید امروز هم با نقدی جدید برای حال گیری از دراگون اومدم البته خودش گفته براش نقد بنویسم ها مدارمس هم مدجود اگه خواستید می تونید توی این آدرس ببیندی:


    https://www.pioneer-life.ir/thread1099.html


    حالا قبل از شروع نقد امضا یه توضیحی در مورد نام کاربری دراگون می دم تا با شخصیت این دوست عزیز بیشتر آشنا بشید



    همون طور که همتون می دو نید دراگون به معنی اژده هستش ولی اون Kh اول اسنش چیه؟ خب اون یعنی کا که در زبان بندری به معنای برادر هستش و چون آبادانی ها لاف از س و روشون می باره نتیجه چی می شه این که جناب کا

    دراگون یک عدد مارمولک تریف دارن که... خب، مامولکم برادر اژدهاست دیگه ههههههههههههههههه



    وقتی می بینی طرفت دیگه به هیچکدوم از رفتارات اعتراض نمی کنه، فکر نکن آدم ایده آلی شدی




    وقتی که اون موقع هورت کشیدن چاییت بهت توجه نمی کنه.



    وقتی که اون موقع حمله کردن تو به غذا مثل قحطی زده ها سومالی بهت توجهی نمی کنه.



    وقتی که اون به لباس پوشیدن عصر حجریت توجهی نمی کنه.



    وقتی که اون به....( به دلیل مشکلات اخلاقی ان قسمت عنوان نشد.)





    وقتی که می بینی اون به هیچکدون از این ها توجه نمی کنه ربطی به مواد آلی موجود در اتمسفر یاد ایده ها و نظرات ژوراسیکی تو نداره دلیلش اینه که طرف کور و کر و لاله که نمی تونه این حرکات تو رو ببینه و بشنوه وگرنه که تا حالا صد

    بار طلاقت داده بود مهریه چند صد میلیون سکه ایش رو گذاشته بو اجرا و من هم مجبور بودن برای ملاقاتت تا اوین بیام برو خدا رو شکر کن همیچین زن خوبی گیرت اومده.



    البته من در تعجبم که پدر زن گرامی شما چطوری این مثل زیبا جادار و مطمئن که میگه من حتی اگه هزارتا دختر کور و کچل و شل و لال ودیونه و زشته و کریه و... داشتم جنازشم رو دوش تو نمی گذاشتم رو نقض کرده و دختر دسته ی

    گل کچل و شل و لال و زشست و کریه و دیونه وکور... شو به تو داده؟



    حالا اصلا همه این ها به کنار تو چطور جرائت کردی با اون دختر عروسی کنی بدون اینکه منو دعوت کنی هان؟ به چه جرئتی؟ حالا که اینطوره من کاری مب کنم که با پای خودت بری زنتو طلاق بدی و یه بار دیگه باهاش

    عروسی کنی و منو هم دعوت کنی می گی نه نگاه کن...



    طرف عروسی گرفته منو دعوت نکرده.. عجب آدمای خسیسی پیدا می شن ها... مگه من پیشتر از یکی دو تی جعبه شیرینی و ره دوازده تا پرس غذا می خورم که دعوتم نکرد؟




    این زنگ خطره




    این صدایی که هماکنون می شنوید صدای آژیر قرمز است و معنی و مفهوم ان این است که جناب دراگون یادشون رفته زیر غذا رو خاموش کنن و کل ساختمانشون رو فرستادن هوا ...







    داره نسبت به تو بی تفاوت می شه





    کی؟ همون زنه که کور و کچل و شل و دیوونه و زشت و کریه و .... هست رو می گی؟ یگذار بی تفاوت بشه تا جونش درآد آخه زنی که نه می بینه، نه می شنوه، نه می تونه حرف بزنه، و هزاران هزار عیب دیگه مگه مهمه که نسبت بهت

    بی تفاوت بشه؟



    البته ممکنه یه ضررهای کوچیکی هم داشته باشه مثلا ممکنه تصمیم بگیره که ازت طلاق بگیر که در اون صورت... من که هیچی تمام خدایان و شیاطین هم درو هم جمع بشن نمی تونن مهریه زنتو پرداخت کنن اون هم با این گرونه طلا

    خدا بهت رحم کنه...




    راستی اگه خواستی پریسا ایزد پزشکیه می تونه براتون یه جلسه مشاوره بگذاره و فکر کنم بتون کری و کوری و شلی و کچلی و دیگر بیماری های زنتو هم درمان کنه اگه خواستی یه سری به مطبش توی المپ بزن ضرر نمی کنی






    ای نفهمبفهم







    معلمی برای سفید بودن برگ نقاشی ام مرا تنبیه کردو همه به من خندیدند......اما من خدایی را کشیده بودم که همه میگفتند دیدنی نیست.






    واقعا داستان زیبا و تاثیر گذاری بود تا جایی که اشک توی چشمام حلقه زد و قلبمو به درد آورد تا جایی که تصمیم گرفتن برای یه جعبه مداد رنگی بخرم تا دفعه دیگخ بتونی مثل بقه نقاشی بکشی و برای خیت نشدن از این خزحبلات


    تحویل معلمتون ندی و عقد ای بار نیای پسر گلم




    یادش بخیر اون زمان ها که یادمون می ذفت مداد رنگی ببریم سر کلاس می گفتیم برف کشیدیم ولی هیچکدوممون به عقلمون نرسید با مداد سیاه سفحه رو نقطه نقطه بگذاریم و بگیم... برفک کشیدیم

    این هم یه جمله زیبا از من .... چی گفتم...ههههههههه
    برای دریافت فصول کتاب های [SIZE=4][COLOR=#0000ff][B]مسابقات عطش[/B][/COLOR][COLOR=#000000][B][SIZE=2] و[/SIZE][/B][/COLOR][COLOR=#0000ff][B] جلد پنجم آشیانه افسانه[/B][/COLOR][/SIZE] به صورت اسکن به وبلاگ من مراجعه کنید

    [CENTER][URL]http://nepton13.rozblog.com/[/URL][URL="http://nepton-blog.persianblog.ir/posts"]

    [/URL]
    [/CENTER]
    [sa][CENTER][IMG]http://s5.picofile.com/file/8129557034/ERT.jpg[/IMG][/CENTER]
    [/sa]
  11. #20
    تاریخ عضویت
    2012/11/22
    محل سکونت
    آتلانتیس
    نوشته‌ها
    460
    امتیاز
    8,145
    شهرت
    0
    1,360
    کاربر انجمن
    نقد امضایshervin

    سلام و دروود به همگی دوستا نقد دوست و نقد خوان و نقد شده و نقد نشده و دردست نقد و غیره و غیره و غیره

    امروز قراره امضای شروین رو نقد کنم و چون این امضا به صورت شعد هستش منم برای نشون دادن یکی شاخه های چشمه جوشان هنر و استعدادم به شما دوستان به صوت شعر نقد ها رو می نویسم


    توجه توجه

    نقد های هر مصرع در عین پیوستگی اثری مستقل به شمار می روند، پس اگه یکم ضد و نقض بودن بدونید به این دلیله که به صورت جدا گانه نقد شده اند.


    نه تو می مانی و نه اندوه
    و نه هیچیک از مردم این آبادی...
    به حباب نگران لب یک رود قسم،
    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
    غصه هم می گذرد،
    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
    لحظه ها عریانند.
    هرگز جامه ی اندوه نپوشان به تن خود.






    نه تو می مانی و نه اندوه

    تو که شروین نامی/ تو که از ماندن و رفتن شعر ها می خوانی
    تو که می خوای ز اندوه/ لحظه ای فکر بکن
    که اگر من بروم/ که اگر تو بروی
    چه کسی خواهد ماند؟/ چه کسی خواهد زیست
    لحظه ای فکر بکن/ بعد از آن حرف بزن
    ور نه این مغز چرا ممی خواهی؟/ ور نه این شعر چرا می خوانی؟




    و نه هیچیک از مردم این آبادی...


    و نه هیچ یک از مردم این آبادی/ و چرا ویرانی؟
    و چرا مرگ بود همراهت؟/ و چرا زندگی شیرینم
    بکنی تلخ تو با این حرفت؟/ و چرا ویرانی؟
    مگر از آبادی/ تو بدت می آید؟
    نم به نم می خواهی/ که بگردند خراب
    همه آبادی ها/ و تو مانی آخر
    و تو مانی جاوید/ تو که مرگ همه عالم خواهی
    عمو نپتون پرسد؟/ که چرا ویرانی؟





    به حباب نگران لب یک رود قسم،


    به لب جوی نشین و گذر عمر ببین/ و در آن لحظه که پیری آید
    و حباب زندگانی رخت بست/ تاناتوس می اید
    او خدای مرگ است/که برد انسان را
    به همان دنیایی/ که در آن غم جاریست
    به حباب نگران لب یک جوی قسم/ زندگی خواهد رفت
    و فقط او ماند/ او که شروین نام است
    و از آن لحظه مرگ/ تا هزاران سال بعد
    روی قبرت شروین/ سال ها می رقصد





    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،




    تو دمی ساکت باش/ و کمی فکر بکن
    و فشاری آور/ وپلمبش وا کن
    و دمی از مغزت/ تو کمی کار بکش
    و بفهم ای شروین/ عمر ما در گذز است
    و اگر شادی ما در گذر است/ زندگی کیفش چیست؟
    و اگر همدم ما باشد غم/ در آن لحظه شادی که گذشت
    مردنت بهتر باد/که تو را غصه و غم همراه است
    و همش می گویی/ غصه خواهد آمد
    شادی از اینجا رفت/ زندگی ساختن یک ایوان است
    که در آن بنشینی/ و در آن آرامش
    بخوری قهوه اسپرسو را/ و کسی نیست بپرسد که چرا
    همه عالم شادند/ همه دنیا شادند





    غصه هم می گذرد،





    تو مگر می بینی/ دم به دم فیلم هندی
    که همش می گویی/ غصه هم خواهد رفت
    مگر این زندگی ما فیلم است/ که دمیback بزنی
    و کمی offکنی/خستگی در بکنی
    غصه رو پس بزنی/ شادی رو دس بزنی
    تو مگی کی هستی؟/ چه ز جانم خواهی
    تو که نقد می خواهی/ تو که از غصه و غم می خوان
    لحظه ای هم که شده/ جان هر کس که به او محتاجی
    ولملن کن برویم/ خوابمان می اید
    خسته گشتیم ز نقد/ آن هم نصف شبی
    و نگویید که او کم آورد/ فقط از خستگی خوابش برده





    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...





    تو چطور می گویی/ که فقط خاطره ای خواهد ماند
    مگر ان خاطره تلخ چغندر باشد؟/ که در آن لحظه آرامش ما
    می کند خواب شبم را بی تاب/ و کند زندگی ام را سیاه
    نه فقط خاطره ها می مانند/ که به همراه همه خاطره ها
    مانده ان آثارش/ من شدم افسرده
    بس که خوردم غصه/چه کسی می گوید
    که فقط خاطره ها می ماند/ تا من از بهر خوشی
    و خنک کردن دل/ حفت پا را بکنم در حلقش






    حظه ها عریانند.





    لحظه ها عریانند/ و چقدر بی ادبند
    گشت ارشاد کجاست؟/پلیس سایت کجایت؟
    و مگر مدیر این سایت کجاست؟/ مگر او اینجوریست؟(منظور چلاقه)
    و چشش کور شود، دندش نرم/ می خرد بهر شما
    جامه ای شاهانه/ که کند روی گدایان را کم
    تا نگردند دگر این اعضا/ لخت و عور و عریان






    هرگز جامه ی اندوه نپوشان به تن خود.





    وقتی که عریانی/ ولباسی هم نیست
    و از آن پیرهن و شلوارت/فقط ماندست به جای
    جامه اندوهت/پس همان هم کافیست
    و مهم نیست که آن جامه مد روز باشد/ یا برندش مارک شانل باشد
    و مهم نیست که ان شلوارت/ جر و واجر باشد
    و روی پیرهنت/ چه مهم است، عکس خر باشد
    مدل موی سرت/ جوجه تبغی باشد
    و مهم این است که/ جامه ای هم باشد
    و نه این عریانی/ که تو داری و به او می بالی
    برای دریافت فصول کتاب های [SIZE=4][COLOR=#0000ff][B]مسابقات عطش[/B][/COLOR][COLOR=#000000][B][SIZE=2] و[/SIZE][/B][/COLOR][COLOR=#0000ff][B] جلد پنجم آشیانه افسانه[/B][/COLOR][/SIZE] به صورت اسکن به وبلاگ من مراجعه کنید

    [CENTER][URL]http://nepton13.rozblog.com/[/URL][URL="http://nepton-blog.persianblog.ir/posts"]

    [/URL]
    [/CENTER]
    [sa][CENTER][IMG]http://s5.picofile.com/file/8129557034/ERT.jpg[/IMG][/CENTER]
    [/sa]
صفحه 2 از 4 نخست 1 2 3 4 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •