ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 29 از 29 نخست ... 19 27 28 29
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 287 , از مجموع 287
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/02/07
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته‌ها
    2,275
    امتیاز
    35,450
    شهرت
    0
    7,793
    رئیس پليس سایت

    خاطرات گذشته اما از دست نرفته

    سلام و درود


    خوب عنوان تاپیک هم عنوانه هم یک تذکر

    خاطراتِ گذشته اما از دست نرفته
    و
    خاطرات گذشته ،اما از دست نرفته


    داشتم به تاپیک برگشت پایونیر نگاه می کردم که رفتم توی فکر و به یاد گذشته ها افتادم
    یاد خاطراتی که توی نت داشتم افتادم
    یاد لحظات شیرینی که با دوستان بودم و فراموششون نمی کنم
    دوستانی که شاید هیچوقت چهره اشون رو ندیده باشم
    صداشون رو نشنیده باشم
    اما دوستان من بودن و خاطره های زیادی ازشون دارم
    یادم افتاد به زمانی که توی گروه پایونیر بودم
    به اینکه چطور شروع کردم
    به اینکه چجوری وابسته شدم
    به اینکه چقدر بچه هاشو دوس داشتم و دارم
    به خاطرات گذشته
    اما از دست نرفته
    خاطراتی که هنوز در ذهنم با یاداوریشون لذت می برم
    خاطراتی که سال ها زندگی منو در بردارن
    خاطره آغازم
    و خاطره های خوش
    می دونم خیلی ادمای دیگه هم همچین خاطراتی رو دارن
    نه تنها از گروه پایونیر
    بلکه بچه های قدیمی لایف گیت
    بچه های زندگی پیشتاز
    همه کسانی که به اینجا تعلق داشتن و دارن
    همه خاطرات با ارزشی دارن
    خاطره ها خیلی ارزشمندن
    این زندگی گذشته ما هست که حال ما رو ساخته
    خاطره ها خیلی با ارزشن
    این موضوع رو باز کردم
    تا بگم
    هرکس
    هرخاطره ای
    از هرجا
    از شروع
    از پایان
    از خوشی
    از غم
    یا هرچیز دیگه ای داره
    اگه دوس داره اینجا با بقیه شریک بشه
    برای شروع خودم می گم

    نزدیک به آذر سال 91 بود که وقتی داشتم در به در دنبال کتابی می گشتم که بخونم وارد وبلاگ پایونیر شدم
    کاور کاراموز رنجر رو که دیدم جدا جذبش شدم
    خواستم دانلودش بکنم که گفت باید توی فروم ثبت نام کنم
    ثبت نام کردم و دانلود کردم
    سریع جلدای اول تا سوم رو خوندم و رسید به جلد چهار که وسط ترجمه بود
    خیلی سر می زدم به وبلاگ پایونیر تا ترجمه های جدید رو بگیرم
    بعد یه بار به خودم گفتم این ادما دارن برای من رایگان کتاب ترجمه می کنن
    خیلی نامردیه من بدون یه تشکر خشک و خالی به خاطر زحماتشون فقط دانلود کنم
    دفعه بعد که وارد فروم شدم
    تشکر کردم از پایونیر
    دفعه بعد با خودم گفتم ایا یه تشکر خشک و خالی برای این زحمتی که داره برای ما می کشه بس بود؟؟
    می دونستم خیلی کم بوده
    ولی من کاری بلد نبودم که انجام بدم
    برای همین گفتم حداقل لبخند بیارم روی لبای کسانی که برامون دارن زحمت می کشن
    رفتم توی سایتای مختلف دنبال جوک گشتم
    کلی پیدا کردم و اومدم توی فروم و تاپیک جک باز کردم
    و جک ها رو کپی پیست کردم
    از خودم چیزی انجام نداده بودم
    اما حداقل تونسته بودم لبخندی به روی لبای کسانی که داشتن این زحمتو میکشیدن بیارم
    یا حداقل تصور من این بود
    چندین بار این کارو کردم
    یه تعداد از بچه های فروم
    مثه محمد مهدی
    محمد هادی که الان نیستش
    نپتون
    ژوپیتر
    ازم تشکر کردن
    بعضیاشون صمیمانه تشکر کردن
    و من برای اولین بار لذتی که از یه خدمت رایگان در ازای قدردانی بود رو چشیدم
    واقعا لذت بردم که براشون کاری بکنم
    اینجوری شد که فعالیتمو بیشتر و بیشتر کردم
    اسم بچه ها رو حفظ شدم
    تا حدی شناختمشون
    باهاشون دوست شدم
    و...این اغاز من بود


    دوس دارم هرکدوم از شما دوستان هم یا آغازتون رو بگید یا خاطرات زیباتون رو
    سپاس

    ویرایش توسط smhmma : 2015/06/03 در ساعت 13:13
    :Its my family's house,Its my children's house




  2. #281
    تاریخ عضویت
    2017/03/18
    محل سکونت
    شمال غربی
    نوشته‌ها
    91
    امتیاز
    3,247
    شهرت
    9
    119
    تایپیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط Leyla نمایش پست ها
    خوش اومدی شام نمیخوای؟
    چایی باشه ممنون
    S.D.B

    اسمم هم مثل خودم یک برنده
    والا


  3. #282
    تاریخ عضویت
    2013/08/03
    نوشته‌ها
    1,032
    امتیاز
    20,066
    شهرت
    1
    3,932
    مدیر گرافیک
    الان ساعت چهار صبحه!
    من هر از گاهی میام بین انجمنا گشت میزنم و تاپیکای قدیمی رو میخونم. امشب این تاپیک رو دیدم و تقریبا نصفشو خوندم. و باید اعتراف کنم که خیلی احساساتی شدم! دیدن پست هایی که چهارسال پیش فرستادم و اینکه چقدر از اون موقع لحن و شیوه نوشتن و حتی تفکرم عوض شده، و خوندن خاطرات قدیمی از دوستان قدیمی باعث شد بیشتر از قبل دلم تنگ بشه برای دوستانی که دیگه نیستن و احتمالا دیگه هیچوقت هم نتونم ببینمشون و فقط این خاطراتشونه که برام میمونه!
    فقط میخواستم بگم که از تک تکتون ممنونم که یه همچین خاطراتی رو برای من - و بقیه البته! - ساختین!

    پ.ن : نترسید قرار نیست بمیرم یا خود کشی کنم! فقط احساساتم یهو فوران کرد همین
    .If Plan A didn't work, the alphabet has 25 more letters
  4. #283
    تاریخ عضویت
    2014/04/04
    محل سکونت
    قم
    نوشته‌ها
    862
    امتیاز
    4,550
    شهرت
    2
    1,928
    نویسنده
    نقل قول نوشته اصلی توسط M.Mahdi نمایش پست ها
    الان ساعت چهار صبحه!
    من هر از گاهی میام بین انجمنا گشت میزنم و تاپیکای قدیمی رو میخونم. امشب این تاپیک رو دیدم و تقریبا نصفشو خوندم. و باید اعتراف کنم که خیلی احساساتی شدم! دیدن پست هایی که چهارسال پیش فرستادم و اینکه چقدر از اون موقع لحن و شیوه نوشتن و حتی تفکرم عوض شده، و خوندن خاطرات قدیمی از دوستان قدیمی باعث شد بیشتر از قبل دلم تنگ بشه برای دوستانی که دیگه نیستن و احتمالا دیگه هیچوقت هم نتونم ببینمشون و فقط این خاطراتشونه که برام میمونه!
    فقط میخواستم بگم که از تک تکتون ممنونم که یه همچین خاطراتی رو برای من - و بقیه البته! - ساختین!

    پ.ن : نترسید قرار نیست بمیرم یا خود کشی کنم! فقط احساساتم یهو فوران کرد همین
    خواهش میکنیم
    برو اسپمر ۳ بخون
    *همه برید اسپمر ۳ بخونید*
    خودتو اذیت نکن. زندگی کوتاهه. اما عوض بقیه رو اذیت کن. خیلی حال میده.
  5. #284
    تاریخ عضویت
    2013/08/03
    نوشته‌ها
    1,032
    امتیاز
    20,066
    شهرت
    1
    3,932
    مدیر گرافیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط BOOKBL نمایش پست ها
    خواهش میکنیم
    برو اسپمر ۳ بخون
    *همه برید اسپمر ۳ بخونید*
    عه بنی ^____^
    اسپمر 3 چیست عایا؟
    .If Plan A didn't work, the alphabet has 25 more letters
  6. #285
    تاریخ عضویت
    2014/04/04
    محل سکونت
    قم
    نوشته‌ها
    862
    امتیاز
    4,550
    شهرت
    2
    1,928
    نویسنده
    نقل قول نوشته اصلی توسط M.Mahdi نمایش پست ها
    عه بنی ^____^
    اسپمر 3 چیست عایا؟
    اسپمر سنتر شماره ۳ بسی عالیه. اون دیگه اشکت رو درمیاره اینقدر خاطره داره
    خودتو اذیت نکن. زندگی کوتاهه. اما عوض بقیه رو اذیت کن. خیلی حال میده.
  7. #286
    تاریخ عضویت
    2015/06/07
    محل سکونت
    همین دوربرا......،تهران البته!
    نوشته‌ها
    329
    امتیاز
    11,642
    شهرت
    0
    776
    کاربر انجمن
    چقدر عجیب که نصف شبی به این پست برخوردم و دیدم واقعا جاشه
    اتفاقا منم به این فکر افتادم محمدحسین
    و داستان برمیگرده به چند هفته ی قبل...
    .
    از خیلی از بچه ها جدا شده بودم،یه عده دلمو شکسته بودنو و بقیه هم نامردی رو روا داشته بودن،چندتائی از دوستائی قدیمم مونده بودن و کسائی که شاید به یادشون نیاریم
    تا اون روز
    یه روز معمولی بود که میخواستم برم دانشگاه
    مث همیشه ام پی فورم رو از شارژ در اوردم و زدم پلی شه و تو خیابونا راه افتادم سمت مترو
    دیدم یه آهنگ نسبتا چرتی پخش میشه
    تعجب کردم،این چیه؟ داستان چیه؟
    یه نیگا به اسمش انداختم داشت میرفتم معلوم نبود،ولی دیدم یه ساعت و نیمه تقریبا
    به شدت تعجب کردم
    من کی ازین ریمکس های چرت دانلود کردم؟ منو چه به ریمیکس؟
    ولی یهو...
    صداتو شنیدم!
    گفتم: چی!؟
    زدم از اول
    گفت:اثری دیگر از خانواده ی زندگی پیشتاز
    رادیو پیشتاز....عنوان رو دوباره دیدم...برنامه ی 1 بود
    اولین کاری که با بچه های تیم رادیو کردیم
    عین یک ساعت و نیم رو گوش دادم و دنیای خاطره بود که برام زنده شد
    اما برخلاف تو با اشک و لبخند
    خاطراتی که گذشته بودن،آدمائی که رفته بودن...آدمائی که عوض شده بودن
    برنامه ی یک،تابستون 92...
    خیلی ها رو سالها بود ازشون بیخبر بودم،حتی نمیدونستم بعد 5 سال کجان،به کجا رسیدن؟چیکار میکنن؟
    به تموم این سالا فکر کردم
    با شنیدن صدای هر کسی تصویرش جلو چشمم میومد
    واقعا دلم برا بچه ها تنگ شده بود...
    این بود که دوباره برگشتم
    پیش خانوادم
    خیلی از کدورت هارو کنار گذاشتم
    و سعی در تجدید دوستی ها کردم
    خواستم که بخشی رو به دست بگیرم
    و دوباره عضوی ازین خانواده باشم
    به اون جو گیری که حمله کردم نبود
    ولی قطعا دوباره بودن با بچه ها،ارزشش رو داشت
    هیچ وقت نشد درست بگم
    دوستون دارم بچه ها
    شما همتون خانواده ی منید
    مهم نیست که شما چه هستید،فقط مهم این است که مردم چه فکری در مورد شما می کنند.
    [COLOR=#ff0000]لانس مورو[/COLOR]
  8. #287
    تاریخ عضویت
    2014/11/30
    محل سکونت
    شهر آدمای خاکستری
    نوشته‌ها
    472
    امتیاز
    8,430
    شهرت
    0
    1,723
    کاربر انجمن
    الان ساعت 7:49 دقیقس امروز دوم خرداد 97عه بطور اتفاقی سایتو باز کردم و این تایپک رو دیدم و بووووم. پس از تقریبا یه ربع کلنجار و یافتن پسوردم جوین شدم و میخواستم اینو بنویسم که نگام افتاد به ساعت و یادم اومد یه قرار مهم اونطرف شهر دارم و کلی از زمانبندیم عقبم(منم ک ان تایم!) پس گفتم برم و بعدا بیشتر بهش بپردازم ولی پیش خودم گفتم از اونجایی که الان شرایطم مثل قبل نیست بهتره خلاصه بگم که هیچوقت بعد ها بابت اینکه نگفتمش پشیمون نشم
    بچه ها
    متن مخفي!
    خیلی دوستون دارم. مرسی که اومدین تو زندگیم و شدین خانواده دومم! عاشقتونم


    هوف واقعا امیدوارم زود برسم . واقعا حوصله غر ندارم
    [CENTER][SIZE=7](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=6](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=5](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=4](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=3]/:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=2]l:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=1]):[/SIZE][/CENTER]
صفحه 29 از 29 نخست ... 19 27 28 29
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 287 , از مجموع 287

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نقد و برسی فیلم All Is Lost (همه چیز از دست رفته است)
    توسط Prince-of-Persia در انجمن بایگانی
    پاسخ: 0
    آخرین نوشته: 2014/02/05, 00:37

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •