ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 1 از 14 1 2 3 11 ... آخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 131

    جنگاوران سرنوشت_جلد اول

    • نویسنده کتاب: عارفه قاسمی (kianick)
    • ژانر: فانتزی
    • دنبال کننده: 12
    • ایجاد شده در: 2017/09/29
    • امتیاز:
    • کتاب کامل نیست!
    • فرستنده،نویسنده کتاب است
    • دارای خلاصه و کاور
    سلام.
    کتابم رو خوندین و واقعا خوشحالم که خوشتون اومد و خواننده داشتم. به همین خاطر تصمیم گرفتم ایده رو با کم‌تجربگی و نثر و فضاسازی و محدود سازی، خراب نکنم تا حقمو ادا کرده باشم. نثر دارک شده یه جورایی، و داستان تیره و گنگه. میخوام روشن و خوندنی بشه، داستان منسجم میشه و شخصیت‌ها حذف و اضافه میشن. خط داستان مشخص میشه، نکات و اشتباهات ریز اصلاح میشن، خلاصه بهتر میشه. امیدوارم منتظر بمونید، هر جند زیاد طول نمیکشه. من روزی چند ساعت وقت میذارم
    با پونزده تا فصل بر می‌گردم
    البته شاید هم کمتر
    اصل داستان همون قبلیه ولی نثر بهتر و اتفاقات زیباتر شدن
    منتظر بمونید.


    screenshot_۲۰۱۷۱۲۱۸-۰۵۱۲۱۴.jpg

    تصاویر پیوست شده

    screenshot_۲۰۱۷۱۲۱۸-۰۵۱۲۱۴.jpg  


    ویرایش توسط kianick : 2018/01/17 در ساعت 18:04 دلیل: اضافه کردن لینک‌ها
  1. 11
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2016/10/11
    محل سکونت
    جایی در میان هیچ جا
    نوشته‌ها
    15
    امتیاز
    1,108
    شهرت
    0
    22
    کاربر انجمن
    خوب بود، ادامه اش چی، بذارید دیگه /: ادامه رو بذارید، منتظریم
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2017/06/16
    محل سکونت
    جهنم
    نوشته‌ها
    350
    امتیاز
    5,966
    شهرت
    12
    551
    مدیر انجمن
    سلام.
    اینم از فصل اول:
    Bad Request

    نظر فراموش نشه
    یه چند تا اشکال پیدا شد لینکو اصلاح کردم.
    با تچکر.
    ویرایش توسط kianick : 2017/10/27 در ساعت 16:27 دلیل: ویرایش لینک
    مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری ♪♫♫
    درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری♪♫♫
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2013/11/24
    نوشته‌ها
    266
    امتیاز
    16,600
    شهرت
    12
    755
    کاندید مدیریت ویرایش
    مقدمه خوبی داشت
    فصل یک هم مثل مقدمش شروع خوبی و همچنین موضوع جالبی داشت
    موضوع جوری بود که کنجکاوت کنه چیشده و میخواد چی بشه و هی ادامه رو بخونی
    و مشخصه که این داستان ارزش عالی شدن رو داره
    غلط املایی داره
    و زیاد گفتی که سرده و بی تفاوت
    بشدت منتظر فصل بعدی هستم
    درخواست ویراستار

    عضو گیری تیم ویراست

    باد می وزد …
    میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
    تصمیم با تو است . . .

  5. #5
    تاریخ عضویت
    2017/06/16
    محل سکونت
    جهنم
    نوشته‌ها
    350
    امتیاز
    5,966
    شهرت
    12
    551
    مدیر انجمن
    به به.
    رسما ذوق مرگ شدم
    درسته این اشکالاتی که شما گفتی دقیقا توش بود. و من میخواستم سریعتر فصل یکو بذارم و راستش بازبینی درستی انجام ندادم. انشااااااااااالله تو فصلای بعد جبران گردد.
    و خب این مقدمه درباره‌ی همین شخصیت سرد بود، میهواستم هنه بفهمن همینه ((۴۲))
    و این که گفتی داستان جالبه هم نظر لطفته
    (چیزی جا نموند؟)
    مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری ♪♫♫
    درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری♪♫♫
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2016/10/11
    محل سکونت
    جایی در میان هیچ جا
    نوشته‌ها
    15
    امتیاز
    1,108
    شهرت
    0
    22
    کاربر انجمن
    چه خوب
    چه خوب
    چه خوب
    منتظر ادامه اش هستیم، بدید ادامه رو. بدید فصلای بعد رو نظراتمون پر و پیمون تر هم بشه.
    یه تا چیز، اینکه خیلی قویش کردید، امیدوارم بتونی از اون چالش های حیرت انگیز براش بذاری.
    منتظرم، بدید دیگه. حداقل بگید فصل بعد رو کی میدید.
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2017/06/16
    محل سکونت
    جهنم
    نوشته‌ها
    350
    امتیاز
    5,966
    شهرت
    12
    551
    مدیر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط Bulacku نمایش پست ها
    چه خوب
    چه خوب
    چه خوب
    منتظر ادامه اش هستیم، بدید ادامه رو. بدید فصلای بعد رو نظراتمون پر و پیمون تر هم بشه.
    یه تا چیز، اینکه خیلی قویش کردید، امیدوارم بتونی از اون چالش های حیرت انگیز براش بذاری.
    منتظرم، بدید دیگه. حداقل بگید فصل بعد رو کی میدید.
    سلام سلام!
    ممنون از نظر زیباتون.
    اتفاقا خودم هم فکر میکردم زیادی قوی شده و اینا، (عاقا این اولشه از این حرفا قویتره)
    ولی کاری میکنم که مثل سفیر کبیر با قدرت زیادش، داستان خز نشه. این کتاب عالی بود و چالش های زیادی با قدرت زیاد همراهش بود.
    این طرف کلی تو بچگیش سختی کشیده و در آینده هم زیاد با مشکل مواجه میشه. به هر حال طرف حسابش سرنوشته. میخواد سرنوشتشو تغییر بده.
    و یه اسپویل کنم،
    (فوووووش ندید )
    شخصیت اصلی بر خلاف انتظار ...
    اممم. نگم دیگه.
    به هر حال این کتاب پیچیدگی های خودشو داره‌. مطمئن باشین حوصلتون سر نمیره
    مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری ♪♫♫
    درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری♪♫♫
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2017/10/03
    محل سکونت
    رشت
    نوشته‌ها
    11
    امتیاز
    732
    شهرت
    0
    24
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط kianick نمایش پست ها
    سلام. درباره‌ی این کتاب نظر میخوام. چند فصلشو قرار میدم اگه استقبال شد کلشو میذارم. ولی خواهشا نقد کنید‌
    دستتون مرسی.
    این کتاب جلد اولش همزادان مرگ نام داره.



    اینم یه مقدمه‌ی کوتاه تا فصل اولو بذارم:

    من سردم.
    سرد و بیروح و خشن. خون من هم حتی یخ زده است. همه من را رانده‌اند!
    اما،
    اما من بازی میکنم. این بازی شروعی تلخ داشت، روزی که من بدنیا آمدم ...
    من طرد شده‌ام،
    نه تنها از خانواده، که من از دنیا طرد شده‌ام. به خاطر قدرت بی‌اندازه‌ام. قدرت سیاه و یگانه‌ام.
    اما من خودم قدرتم را انتخاب نکرده‌ام، این خواست سرنوشت بود، خواست همبازی من ...
    کسی باور نمیکند اما، من نمیبازم. من میجنگم تا پای مرگ ولی، پیش روی سرنوشت زانو نمیزنم.
    من شاهزاده‌ی مرگم! نمیخواهم به دیگران آسیب بزنم! من از سرنوشت فرار نمیکنم.
    من روح و قلب ندارم. همه را تقدیم غرورم کرده‌ام. اما کسی نمیداند،
    این کار برای خود من نبود، قسم به ایزد!
    کسی نمیداند اگر من زانو بزنم، دنیا می‌افتد!
    من میجنگم با اینکه میدانم آخر راهم مرگ است ...
    من میجنگم چون،
    شاهزاده‌ها زانو نمیزنند!
    میدونی اینو که خوندم به اندازه ای خوب بود که خواستم بلند بشم بزنم تو سر سرنوشت.....خیلی خوب نوشته ات حس القا میکنه
    به من خندیدند چرا که متفاوت بودم....به آنها خندیدم چرا که همه یکسان بودند
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2017/06/16
    محل سکونت
    جهنم
    نوشته‌ها
    350
    امتیاز
    5,966
    شهرت
    12
    551
    مدیر انجمن
    فصل بعدی تایپ و آماده‌اس. ولی منتظر صفحه‌آرایی هستم. @Bulacku
    بفرمااااایید!
    گفتید بگم کی،
    امممم.
    تا شب اگه اشکالی پیش نیاد میذارم. نهایتا فردا.
    با تچکر ویژه
    مریض حالیم خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری ♪♫♫
    درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی نه من دچار بیماری♪♫♫
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2016/10/11
    محل سکونت
    جایی در میان هیچ جا
    نوشته‌ها
    15
    امتیاز
    1,108
    شهرت
    0
    22
    کاربر انجمن
    چه عالی
    چه عالی، بالاخره یه نویسنده خوش قول پیدا شد. از الان منتظرم
صفحه 1 از 14 1 2 3 11 ... آخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 131

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •