ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





صفحه 2 از 3 نخست 1 2 3 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27

موضوع: شعر عشق

  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/08/31
    محل سکونت
    استان البرز
    نوشته‌ها
    732
    امتیاز
    5,994
    شهرت
    0
    907
    مدیر بازنشسته

    شعر عشق

    با تو از اشک گفتم
    با تو از غم گفتم هیچ اثر نداشت
    با تو از انسانیت می گوییم که بازاری ندارد
    از چشمهایی که دیگر نمی بینند
    کوری دیر زمانی است گریبانگیر شده است
    بایست در برابر باد سینه سپر کن و بگو
    این منم من
    من چشمها و قلبهای ایندگان هستم
    نمی هراسم
    نمی گیریم مگر بر نادانی

    اگر اشکی هست
    اگر دلتنگی هست
    جایی برای پیوند نمی بینی
    به آسمان نگاه کن
    ببین که چه آبی ست
    ببین که حتی وقتی ابری هم پیدا می شود با صبوری
    در انتظار باد می ایستد چنان که بوده
    تا تمامی لکه ها برده شوند
    و او باز هست تا ابد
    هست و خواهد بود جایی که همیشه ایمان به بودنش بوده

    آرمیتا
    ویرایش توسط آرمیتا37 : 2013/10/02 در ساعت 23:39
    [URL]https://t.me/flameborn[/URL]
    [B][FONT=Book Antiqua][SIZE=4]
    [IMG]http://uupload.ir/files/un5m_آرم_انتشارت.png[/IMG] [/SIZE][/FONT][/B]
  2. #11
    تاریخ عضویت
    2012/06/06
    محل سکونت
    somewhere out there
    نوشته‌ها
    272
    امتیاز
    7,128
    شهرت
    0
    1,015
    کاربر انجمن

    اگر واقعاَ این طور فکر می کنید به نظر من نباید به خودتون حق نوشتن بدید. البته فکر کنم این دوره ای هست که برای هر هنرمندی پیش میاد. و او باید به سوالات اساسی مانند :«اصلا برای چی می نویسم؟» جواب بده. و احتمالا در پی پاسخ به این سوال اگر واقعا براش تبدیل به دغدغه شده باشه درگیر مسائل سخت تری هم ممکنه بشه. که در نهایت این می تونه مایه ی رشد باشه. نه فقط درمورد هنرمند، به نظرم آدمی که تغییر نکنه آدم مردست.
    [LEFT]time is passing by anyway...[/LEFT]
  3. #12
    تاریخ عضویت
    2012/08/31
    محل سکونت
    استان البرز
    نوشته‌ها
    732
    امتیاز
    5,994
    شهرت
    0
    907
    مدیر بازنشسته


    هر چه دادم به او حلالش باد

    غير از آن دل كه مفت بخشيدم

    دل من كودكی سبكسر بود

    خود ندانم چگونه رامش كرد

    او كه ميگفت دوستت دارم

    پس چرا زهر غم به جامش كرد

    فروغ فرخزاد


    mehdi-akhavan-sales.jpg


    بايد امشب بروم*.

    من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم

    حرفي از جنس زمان نشنيدم*.

    باید امشب بروم

    باید امشب چمدانی را

    که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

    و به سمتی بروم

    سهراب سپهری



    5(1).jpg

    به که گويم که دلم غرق تمناي تو شد

    آرزويم همه شب ديدن سيماي تو شد

    به که گويم که همه زندگي ام حسرت ديدار تو شد

    همدمم چشم تر و خاطر زيباي تو شد

    به که گويم که دگر دلبر نيست

    دگر آن شور و شعف در من نيست



    352274_qttzt36j.jpg
    [URL]https://t.me/flameborn[/URL]
    [B][FONT=Book Antiqua][SIZE=4]
    [IMG]http://uupload.ir/files/un5m_آرم_انتشارت.png[/IMG] [/SIZE][/FONT][/B]
  4. #13
    تاریخ عضویت
    2012/08/31
    محل سکونت
    استان البرز
    نوشته‌ها
    732
    امتیاز
    5,994
    شهرت
    0
    907
    مدیر بازنشسته
    4.jpg

    433382_ikx3hqes.jpg

    0.149110001314187812_parsnaz_ir.jpg

    گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد

    و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي

    خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود


    y1pffqq7pjdnfgdb14fmg1m1kxedyngoqxnogrnkcqxh3d0b-wqadoz8uhtzvmaus1lvdoyooi5jqo.jpg


    ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو * خوب منم راستشو

    گفتم و گفتم زندگيمو * نپرسيد چرا ! گريه کردو رفت *

    اما نمي دونست که زندگيم اون


    1s.jpg

    54157825666236413913.jpg

    591670_9mkrmjzn.jpg

    505620_styihquw.jpg
    تصاویر کوچک فایل پیوست تصاویر کوچک فایل پیوست aa.jpg  
    ویرایش توسط آرمیتا37 : 2013/10/03 در ساعت 22:17
    [URL]https://t.me/flameborn[/URL]
    [B][FONT=Book Antiqua][SIZE=4]
    [IMG]http://uupload.ir/files/un5m_آرم_انتشارت.png[/IMG] [/SIZE][/FONT][/B]
  5. #14
    تاریخ عضویت
    2013/08/17
    نوشته‌ها
    24
    امتیاز
    4,927
    شهرت
    0
    7
    کاربر انجمن
    همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویی



    به كسی جمال خود را ننموده ای و بینم همه جا به هر زبانی بوَد از تو گفتگویی



    غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم تو ببُر سر از تن من ببَر از میانه گویی



    به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مویم شده ام ز ناله نالی، شده ام ز مویه مویی



    همه خوشدل اینكه مطرب بزند به تار چنگی من از آن خوشم كه چنگی بزنم به تار مویی



    چه شود كه راه یابد سوی آب تشنه كامی؟ چه شود كه كام جوید ز لب تو كامجویی؟



    شود این كه از ترحم دَمی ای سحاب رحمت من خشك لب هم آخر ز تو تر كنم گلویی



    بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خُمّ می سلامت شكند اگر سبوئی



    همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا تو قدم به چشم من نه بنشین كنار جویی



    نه به باغ ره دهندم كه گلی به كام بویم نه دماغ اینكه از گل شنوم به كام بویی



    ز چه شیخ پاكدامن سوی مسجدم بخواند رخ شیخ و سجده گاهی، سر ما و خاک كوئی



    نه وطن پرستی از من به وطن نموده یاری نه ز من كسی به غربت بنموده جستجویی



    بنموده تیره روزم ، ستم سیاه چشمی بنموده مو سپیدم ، صنم سپید روئی



    نظری بسوی "رضوانی" دردمند مسكین كه بجز درت امیدش نبوَد به هیچ سوئی










    همه عمر بر ندارم سر زا این خمار مستی
    که هنوزمن نبودی که به دلم نشستی
    تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
    دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی




    در محفل دوستان به جز یاد تو نیست
    آزاده نیست آنکه آزاد تو نیست
    شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار
    با این همه کیست که فرهاد تو نیست




    دوستت دارم و دانم تویی دشمن جانم
    از چه با دشمن جانم شدم دوست ندانم


    در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
    حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
    از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
    کین تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

    چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
    تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد
    الهی؛

    تو آن چنانی‏ که دوست دارم؛

    پس مرا هم چنان کن که دوست داری ...

    مثل کبریت کشیدن در باد، دیدنت دشوار است؛

    من که به معجزه ی عشق، ایمان دارم؛

    می کشم آخرین دانه ی کبریت را در باد؛

    هر چه بادا باد ...!
  6. #15
    تاریخ عضویت
    2012/08/31
    محل سکونت
    استان البرز
    نوشته‌ها
    732
    امتیاز
    5,994
    شهرت
    0
    907
    مدیر بازنشسته
    من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
    غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
    بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
    با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
    موهات را ببند دلم را تکان نده
    در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
    من در کنار توست اگر چشم وا کنی
    خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
    بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
    تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن
    امشب برای ماندنمان استخاره کن
    اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

    آن دم که با تو ام

    ای آنکه زنده از نفس توست جان من
    آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من

    آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
    می‌ریزد آبشار غزل از زبان من

    آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
    سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من

    بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم
    زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!

    با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
    خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من

    *****


    سرود آشنایی

    کیستی که من
    این گونه
    به اعتماد
    نام خود را
    با تو می گویم،

    کلید خانه ام را
    در دستت می گذارم،
    نان شادیهایم را
    با تو قسمت می کنم،
    به کنارت می نشینم و بر زانوی تو
    این چنین آرام
    به خواب می روم؟
    کیستی که من
    این گونه به جد
    در دیار رویاهای خویش
    با تو درنگ می کنم؟
    احمد شاملو
    [URL]https://t.me/flameborn[/URL]
    [B][FONT=Book Antiqua][SIZE=4]
    [IMG]http://uupload.ir/files/un5m_آرم_انتشارت.png[/IMG] [/SIZE][/FONT][/B]
  7. #16
    تاریخ عضویت
    2015/01/25
    محل سکونت
    frozen palace
    نوشته‌ها
    85
    امتیاز
    3,203
    شهرت
    0
    104
    کاربر انجمن
    بگیسوی خیالت میزنم چنگ
    ترا میخواهمت ای با من تو یکرنگ
    بیابم گر بباغ پیکرت راه
    در آغوشت کشم چون پیچکی تنگ

    در این لحظه تنم خسته دلم تنگ
    که یعنی پای عشقم خورد بر سنگ
    نمی فهمم چرا این روز ها عشق
    ندارد پیش چشم هیچکس رنگ
    [CENTER][COLOR=#b22222][SIZE=6]و در [/SIZE][/COLOR][COLOR=#00ff00][SIZE=6]زمانی [/SIZE][/COLOR][COLOR=#b22222][SIZE=6]که [/SIZE][/COLOR][COLOR=#ffd700][SIZE=6]نور [/SIZE][/COLOR][COLOR=#800080][SIZE=6]حکمرانی [/SIZE][/COLOR][COLOR=#b22222][SIZE=6]می کند
    [/SIZE][/COLOR][COLOR=#000000][SIZE=6]تاریکی [/SIZE][/COLOR][COLOR=#0000ff][SIZE=6]قدرت [/SIZE][/COLOR][COLOR=#b22222][SIZE=6]می گیرد![/SIZE][/COLOR][/CENTER]
  8. #17
    تاریخ عضویت
    2012/08/31
    محل سکونت
    استان البرز
    نوشته‌ها
    732
    امتیاز
    5,994
    شهرت
    0
    907
    مدیر بازنشسته
    زیر باران بنشینیم کـه باران خــــوب است
    گم شدن با تو در انبوه خیابان خوب است

    با تــو بی تابی و بی خوابـی و دل مشغولی

    با تو حال خوش و احوال پریشان خوب است

    روبرویــم بنشین و غزلـــی تـازه بخـــوان

    اندکی بوسه پس از شعر فراوان خوب است

    مــوی ِ خود وا کن و بگذار به رویت برسم

    گاه گاهی گذر از کفر به ایمان خوب است
    [URL]https://t.me/flameborn[/URL]
    [B][FONT=Book Antiqua][SIZE=4]
    [IMG]http://uupload.ir/files/un5m_آرم_انتشارت.png[/IMG] [/SIZE][/FONT][/B]
  9. #18
    تاریخ عضویت
    2014/01/30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته‌ها
    64
    امتیاز
    2,963
    شهرت
    0
    177
    آپلود کننده
    زندگی کوتاه است


    پس بخند
    زندگی کن با عشق

    با هوای دوستی
    با نوای یاری
    به دقایق هم گوی
    که به سرعت نروند
    که دمی بنشینند
    چای نوش کنند
    روزی صدبار بگوی
    ​زندگی خواهم کرد
    حتی آن هایی که فکر می کنند سرنوشت از قبل مشخص شده، قبل از رد شدن از خیابان ابتدا دو طرف آن را نگاه می کنند

    استیون هاوکینگ
  10. #19
    تاریخ عضویت
    2016/03/30
    محل سکونت
    ابادانجلس
    نوشته‌ها
    411
    امتیاز
    5,051
    شهرت
    0
    747
    تایپیست
    زندگی کوتاه است
    زندگی مثل دقایق زیباست
    زندگی سالی پر از خاطره هاست
    زندگی گهی غم و گاهم بد است
    در درونش شور و اشوب برپاست
    گاهیم قهر و جدل پا برجاست
    گاهیم گفتار کذب ،اغلبم حرف‌های راست
    اینچنین و انچنان است زندگی
    مثل یک جوی روان است زندگی
    زندگی بس زیباست
    زندگی پابرجاست
    دوستان اگه ی وقتی خطایی چیزی از من دیدین و اینا ...
    .
    .
    .
    برید دکترچش پزشک!خطای دید دارین وگرنه من ب این گلی (: والاح!
  11. #20
    تاریخ عضویت
    2014/11/30
    محل سکونت
    شهر آدمای خاکستری
    نوشته‌ها
    472
    امتیاز
    8,630
    شهرت
    0
    1,723
    کاربر انجمن
    عشق، آن سکانس آخر فیلم ترسناک است!
    عشق، نصیحت آخر پزشک به بیمار است!
    عشق، سه حرف ساده ی پر زِ ایهام است!
    عشق چیست؟ تصنیفی بدون آوا است؟!!
    _آرمان
    [CENTER][SIZE=7](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=6](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=5](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=4](:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=3]/:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=2]l:[/SIZE][/CENTER]
    [CENTER][SIZE=1]):[/SIZE][/CENTER]
صفحه 2 از 3 نخست 1 2 3 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •