ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/06/06
    محل سکونت
    somewhere out there
    نوشته‌ها
    271
    امتیاز
    6,067
    شهرت
    0
    1,012
    کاربر انجمن

    نیمه ای از شب

    از خواب می پری
    نیمه ای از شب گذشته
    بدون دلیلی مشخص
    نه گرم است نه سرد
    نه گرسنه ای نه پر
    حتی فکر و خیالی هم در کار نیست
    یک حس
    که نمی توانی بیانش کنی
    حتی برای خودت
    تظاهر کنی یا نکنی
    سعی کنی قوی باشی یا نباشی
    چندان فرقی به حالت نمی کند
    بعد از خودت می پرسی که اصلا چرا درباره اش می نویسی
    و بعد دوباره به خواب می روی
    بدون دلیلی مشخص
    تا نیمه ی دیگر شب نیز بگذرد...
    ویرایش توسط master : 2017/07/04 در ساعت 23:49
    time is passing by anyway...
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2014/07/20
    محل سکونت
    تهران
    نوشته‌ها
    239
    امتیاز
    7,111
    شهرت
    4
    485
    نویسنده
    سلام.
    برام جالب بود متنت. حس مبهمی که هر کس میتونه ی جور تعبیرش کنه و خودت چیزی در موردش نگفتی.
    میتونه عاشقانه باشه.میتونه ترس باشهحتی از بُعد طنز میتونه نیاز به رفع حاجت باشه
    فقط ی نکته‌ای که به نظر من بهتر بود رعایت می‌کردی ادبی نویسیه کلمات بود. مثل گشنه تو خط پنجم که گرسنه قشنگتره به نظر من و دربارش تو خط سیزدهم که درباره‌اش بهتره بازم به نظر من.
    البته من تخصصی ندارم و اینا صرفاً نظره خودمه
    کانال شعر خودم توی تلگرام

    ghoghnous13_1365@
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2016/08/19
    نوشته‌ها
    48
    امتیاز
    3,780
    شهرت
    0
    89
    کاربر انجمن
    نقل قول نوشته اصلی توسط ghoghnous13 نمایش پست ها
    سلام.
    برام جالب بود متنت. حس مبهمی که هر کس میتونه ی جور تعبیرش کنه و خودت چیزی در موردش نگفتی.
    میتونه عاشقانه باشه.میتونه ترس باشهحتی از بُعد طنز میتونه نیاز به رفع حاجت باشه
    فقط ی نکته‌ای که به نظر من بهتر بود رعایت می‌کردی ادبی نویسیه کلمات بود. مثل گشنه تو خط پنجم که گرسنه قشنگتره به نظر من و دربارش تو خط سیزدهم که درباره‌اش بهتره بازم به نظر من.
    البته من تخصصی ندارم و اینا صرفاً نظره خودمه
    درود
    اول از همه سپاس از master عزیز بابت متن جالبش!
    از نظر من این حس مبهم نمیتونه عاشقانه، ترس و ... تعبیر بشه...
    تو خود متن گفته:
    حتی فکر و خیالی هم در کار نیست
    یک حس
    که نمی توانی بیانش کنی
    حتی برای خودت

    خب عشق و ترس و از این دسته مخصوصا نیاز به رفع حاجت احساسات قابل بیانی هستند مخصوصا برای خود شخص

    از نظر من متن می خواست غیر قابل بیان و غیر قابل درک و فهم بودن اون حس رو یا حتی یه چیزایی تو مایه های بی حسی و برسونه...در هر صورت این فقط نظر منه
    رها کردیم خالق را
    گرفتاران ادیانیم!
    تعصب چیست در مذهب؟!
    مگر نه این که انسانیم؟!

    اگر روح خدا در ماست
    خدا گر مفرد و تنهاست
    ستیز پس برای چیست؟
    برای خودپرستی هاست...

    من از عقرب نمی ترسم
    ولی از نیش میترسم
    از آن گرگی که می پوشد
    لباس میش می ترسم

    سیمین بهبهانی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •